پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

بشنو این نکته که محکوم تو باشد همه چیز

پیش او خوار شو و در همه جا باش عزیز

رهرو کعبه دل را که پناهش به خداست

آسمان تخت روان است و توکّل همه چیز

حق و باطل نشناسد دل ناصاف ز هم

نیک و بد را نکند آینه در زنگ تمیز

تا دل‌آزاری موری ز تو صادر نشود

مار هم با تو ندارد سر پرخاش و ستیز

غره منشین که بهای دو سه گز کرباس است

باغ و بستان و غلام و شتر و اسب و کنیز

جانب قبر مکن هرزه غضبناک نظر

که از این ورطه همان شد به خدا راه گریز

صرف کن حاصل خود را به تأنی چون بحر

همچو سیل‌آب به یک باره به صحراش مریز

آخر اصراف خجالت کشد از یک دینار

دائم امساک بود خوارتر از نیم پشیز

تا جوانی نکنی پیر جوان ننمایی

بی‌بهاری نشود فصل خزان رنگ‌آمیز

به شکرخواب مده فیض سحرخیزی را

که نباشد شکری همچو نفسِ شُکر‌آمیز

فیض بیداری صبح است که در صحن چمن

غنچه خندان شود و باد صبا غالیه‌بیز

این ولایت نظر از شاه ولایت دارد

همچو مجذوب از آن فخر کنم بر تبریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷ای پسر اهل وفا را بشناس
  2. شمارهٔ ۱۰۸از خم زلف کمندافکن مترس
  3. شمارهٔ ۱۰۹ز هر چه در نظر آید مرا جمالت بس
  4. شمارهٔ ۱۱۰به فکر نرگست افتاده نرگس
  5. شمارهٔ ۱۱۱بیار ساقی از آن آفت خمار و عبوس
  6. شمارهٔ ۱۱۲دلربایی که به جز لطف نباشد کارش
  7. شمارهٔ ۱۱۳تا دلم را کند سرای خودش
  8. شمارهٔ ۱۱۴آن را که به میخانه دل راه دهندش
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.