پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

بیار ساقی از آن آفت خمار و عبوس

که تابد از دل مینا چو شمع از فانوس

چه دید ساقی ما از بط شراب که باز

رقم به خون کبوتر کشید و چشم خروس

به کام دل گرد از عمر خویش تا گریی

ز دست ساده‌رخی ساغری بگیر و ببوس

به نام نیک چو زاهد زیاده ننگ مکن

بیا به کوی خرابات و سیر کن ناموس

حساب سال جهان را به روز طفلان پرس

چه شد به چشم تو آراست خویش را چو عروس

مشو فریفته این عروس شوهر‌کش

که کام از او نه تهمتن گرفت و نه کاووس

شمار فرصت امروز کار فردا نیست

که نیست کار تو فردا جز آه یا افسوس

از آن به فکر فرورفته خواجه تا داند

چه شد خزینه قارون و گنج دقیانوس

بلند مرتبه هرگز کسی به مکر نشد

به آسمان نتوان رفت کی‌کاووس

دلی بجوی که چون نی تمام ناله بود

نه آن که هست پرآوازه و تهی چون کوس

رسید وقت که مجذوب باز با دل شاد

رخ نیاز بساید به خاک خطه توس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳تا دلم را کند سرای خودش
  2. شمارهٔ ۱۱۴آن را که به میخانه دل راه دهندش
  3. شمارهٔ ۱۱۵گویمت پندی همه گوش و تمام ادراک باش
  4. شمارهٔ ۱۱۶خوشا تبریز و فیض صبح و شامش
  5. شمارهٔ ۱۱۷اگر تو طالب عیشی همیشه عاشق باش
  6. شمارهٔ ۱۱۸با خدا گر واگذاری کار خویش
  7. شمارهٔ ۱۱۹خرم آن گلبن همیشه بهار
  8. شمارهٔ ۱۲۰آمد رسول یار و شدیم از جفا خلاص
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.