پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

ای پسر اهل وفا را بشناس

آشنایی کن و ما را بشناس

نظر بوالهوسان ناپاک است

چشم من خصم حیا را بشناس

نظر پاک دهد رنگ به حسن

این سهیل همه جا را بشناس

بی‌غرض خاک ره عشق توییم

قدر بی‌قیمت ما را بشناس

چون توکل نظر از خلق بپوش

خالق ارض و سما را بشناس

خاک راه نجف اشرف کرد

همچو من راه خدا را بشناس

به عقب تافت کفش پنجه مهر

قدرت شیر خدا را بشناس

جبرئیل است که شاگرد علی‌ست

شأن پیغمبر ما را بشناس

تا به محشر نشوی سرگردان

صاحب حمد و لوا را بشناس

همت از شاه خراسان بطلب

راه تسلیم و رضا را بشناس

سیر تبریز مکن بی می ناب

قدر این آب و هوا را بشناس

حیرت از جرئت مجذوب مکن

نظر لطف خدا را بشناس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ز هر چه در نظر آید مرا جمالت بس
  2. شمارهٔ ۱۱۰به فکر نرگست افتاده نرگس
  3. شمارهٔ ۱۱۱بیار ساقی از آن آفت خمار و عبوس
  4. شمارهٔ ۱۱۲دلربایی که به جز لطف نباشد کارش
  5. شمارهٔ ۱۱۳تا دلم را کند سرای خودش
  6. شمارهٔ ۱۱۴آن را که به میخانه دل راه دهندش
  7. شمارهٔ ۱۱۵گویمت پندی همه گوش و تمام ادراک باش
  8. شمارهٔ ۱۱۶خوشا تبریز و فیض صبح و شامش
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.