پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

در سرم نیست به جز سر تو سودای دگر

در دلم نیست به غیر از تو تولای دگر

به ولای تو که سرمایه هر معرفت است

جز تولای توام نیست تولای دگر

جز وصال تو که نایافتنش کفر دل است

کافرم در دل اگر هست تمنای دگر

نیست روزی که در این میکده از باده عشق

بر زبان‌ها نفتد قصه رسوای دگر

خرم آن بادیه‌پیما که دل تنگش را

برده سودای تو هر لحظه به صحرای دگر

روشن آن چشم که در میکده صافدلان

هر زمان محو کنندش به تماشای دگر

خوشدل آن بیدل شوریده که طفلان دیار

هر زمان از پِیَش افتند به غوغای دگر

کار امروز تو هر روز به فردا افتاد

تا چه پیش آوردت این دو سه فردای دگر

گر توانی به سر خواهش خود پای نهاد

راست بر منزل مقصود نهی پای دگر

رو گدای در دل شو که به اقبال بلند

هر دمت مژده فتحی رسد از جای دگر

گر چه بی‌فایده باشد غم دنیا مجذوب

این غم هیپ تو هم بر سر غم‌های دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳دشنام دوست خوش‌تر از حرف خوش‌تر غیر
  2. شمارهٔ ۹۴رفت اگر مجنون از این صحرا به هامون دگر
  3. شمارهٔ ۹۵زهی به حسن و ملامت ز دلبران ممتاز
  4. شمارهٔ ۹۶بده ساقی شراب ناب تبریز
  5. شمارهٔ ۹۷سحرگهان که مؤذن برآورد آواز
  6. شمارهٔ ۹۸مژده وصلم صبا آورد و گریانم هنوز
  7. شمارهٔ ۹۹صبح شد ساقی بده جامی که باز
  8. شمارهٔ ۱۰۰باز در اشتیاق روی نیاز
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.