پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

بده ساقی شراب ناب تبریز

که دارد فیض دیگر آب تبریز

نشان‌ها میدهندت از شب قدر

می ناب و شب مهتاب تبریز

چه خون‌ها نقش‌بندان خورده باشند

ز رنگ آمیزی سرخآب تبریز

ز عیش اصفهانم میدهد یاد

نسیم صبحگاه و خواب تبریز

نه از بی‌دردی از حب وطن بود

که گشتم در نجف بیتاب تبریز

بگو با ملحد بی‌دین نامرد

که نتوان دم زدن در باب تبریز

نمی‌بندد کمر سُنّی در این شهر

نمی‌افتد به ملحد آب تبریز

ز یمن سینه‌صافان سحرخیز

کند کار محک سرخآب تبریز

الهی پیر و برخوردان بگردان

نهال نورس شاداب تبریز

ز بی‌برگی مشو مجذوب دل‌گیر

که خوابی‌ دیده‌ام در باب تبریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸مژده وصلم صبا آورد و گریانم هنوز
  2. شمارهٔ ۹۹صبح شد ساقی بده جامی که باز
  3. شمارهٔ ۱۰۰باز در اشتیاق روی نیاز
  4. شمارهٔ ۱۰۱مه ندیدم به این صفا هرگز
  5. شمارهٔ ۱۰۲مستان شود به خانه زین آشیانه ساز
  6. شمارهٔ ۱۰۳بنال ای عندلیب ناله‌پرداز
  7. شمارهٔ ۱۰۴ایا زآن نوش‌خند عشوه‌پرداز
  8. شمارهٔ ۱۰۵بشنو این نکته که محکوم تو باشد همه چیز
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.