پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

حسن خوبان را حیا باید نگهبان ای پسر

از حیا سرخ است دائم روی خوبان ای پسر

با جمال عالم‌آرا دورگردی خوش‌نماست

آفتاب از دور میگردد درخشان ای پسر

صیقل آئینه آئینه رویان آب‌روست

این چراغ از آب میگردد فروزان ای پسر

تا توانی رم کن از هر کس به جز مجذوب خویش

رام مجنون باش چون وحشی‌غزالان ای پسر

جز به خط سبز خود کام لب می‌گون بده

تا به کام خضر باشد آب حیوان ای پسر

آن که می‌گویند آن باید بتان را آن حیاست

نیست آن خندان شدن با این و با آن ای پسر

با هوسناکان دل صاف و نگاه پاک نیست

با تو گفتم بارها پیدا و پنهان ای پسر

خنده پنهان گل در انجمن‌ها گفته شد

از زبان خلق جستن نیست آسان ای پسر

آن دل نازک ندارد تاب آه دردناک

بیش از این مجذوب را از خود مرنجان ای پسر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰کمند زلف کجت کرده ماه را تسخیر
  2. شمارهٔ ۹۱در سرم نیست به جز سر تو سودای دگر
  3. شمارهٔ ۹۲دل از کف داده را یار اندکی نامهربان بهتر
  4. شمارهٔ ۹۳دشنام دوست خوش‌تر از حرف خوش‌تر غیر
  5. شمارهٔ ۹۴رفت اگر مجنون از این صحرا به هامون دگر
  6. شمارهٔ ۹۵زهی به حسن و ملامت ز دلبران ممتاز
  7. شمارهٔ ۹۶بده ساقی شراب ناب تبریز
  8. شمارهٔ ۹۷سحرگهان که مؤذن برآورد آواز
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.