پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کرد

هیچ جا آن طفل شوخ آرام نتوانست کرد

سرو لاف دلبری پر داشت اما در چمن

همرهی با سرو من یک گام نتوانست کرد

هر کسی را در جهان توفیق کاری داده‌اند

کار فیض صبحدم را شام نتوانست کرد

عشق باید تا دهد جان و ببوسد لعل یار

بوالهوس این باده را در جام نتوانست کرد

در جهان فرهاد نام بی‌هنر بسیار هست

کار شیرین را کسی با نام نتوانست کرد

عشق را داد خدایی دان که فکر هر گدا

پادشاهی با خیال خام نتوانست کرد

آسمان هم حلقه تنگی بود از دام عشق

هیچ دانا سر برون زین دام نتوانست کرد

حیرت دیوانه فکر شنبه و آدینه نیست

از تماشا قسمت ایام نتوانست کرد

آن که از کم فرصتی‌های اجل آگاه شد

توبه دیگر از می گلفام نتوانست کرد

برق آن تندی که در جان داشت در رفتن نمود

همرهی با عمر ما یک گام نتوانست کرد

جام جم هم زور دولت داشت هم تدبیر عقل

وقت رفتن چارهٔ جم جام نتوانست کرد

صاف گشتن از ریا مجذوب آسان نیست نیست

این هنر جز رند دُردآشام نتوانست کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲عمری اگر چه از من بیدل رمید یار
  2. شمارهٔ ۸۳ساقیا آن آب گلناری بیار
  3. شمارهٔ ۸۴در پیش اختیار تو ما را چه اختیار
  4. شمارهٔ ۸۵شبی به دیر مغانم فتاد راه نظر
  5. شمارهٔ ۸۶عشق دریایی‌ست من چون موج در وی بی‌قرار
  6. شمارهٔ ۸۷بردی دل ما بتا نگه دار
  7. شمارهٔ ۸۸حسن خوبان را حیا باید نگهبان ای پسر
  8. شمارهٔ ۸۹آهوی فیض را نکند بوالهوس شکار
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.