پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

عقل چون مشغول خود شد شهر و زندان ساختند

چون جنون از خود به تنگ آمد بیابان ساختند

ناخدا تا شد از آن غافل که کارش با خداست

گرد از دریا برآوردند و توفان ساختند

آسمان پیچید بر خویش و اجل بر خنده زد

هر کجا طاق و رواق و کاخ و ایوان ساختند

کرد آتش سرکشی شیطان شد از آتش پدید

خاک چون افتاده شد از خاک انسان ساختند

تا در این درگاه بی‌درمان نباشد هیچ درد

درد عاشق را به حکمت عین درمان ساختند

کیمیا را کسب از ایشان کن که در کنج گداز

خون دل را با قناعت آب حیوان ساختند

پیش‌بینان خرد پیش از تأسف‌های جنگ

خارزار خشم را بر خود گلستان ساختند

با خیال کج نیاید راست هرگز ای حکیم

آن چه روز اوّل از ما و تو پنهان ساختند

هر کجا کردند دل را مخزن اسرار عشق

دیدهٔ بیدار عاشق را نگهبان ساختند

ره‌روان راه دل مجذوب بیش از امتحان

با توکل هر چه مشکل بود آسان ساختند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱حسن تا دارد از حیا تعویذ
  2. شمارهٔ ۸۲عمری اگر چه از من بیدل رمید یار
  3. شمارهٔ ۸۳ساقیا آن آب گلناری بیار
  4. شمارهٔ ۸۴در پیش اختیار تو ما را چه اختیار
  5. شمارهٔ ۸۵شبی به دیر مغانم فتاد راه نظر
  6. شمارهٔ ۸۶عشق دریایی‌ست من چون موج در وی بی‌قرار
  7. شمارهٔ ۸۷بردی دل ما بتا نگه دار
  8. شمارهٔ ۸۸حسن خوبان را حیا باید نگهبان ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.