پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

تا به کی منتظران چشم به راه اندازند

وقت آن شد که نظر بر رخ شاه اندازند

وقت آن است که مستان تو با جوش و خروش

هر که جنبد تبه گرد سپاه اندازند

ای خوش آن دم که دلیرانه کمند تسخیر

گوشه‌گیران تو بر گردن ماه اندازند

سلطنت ترک پرستاری یوسف نکند

حاسدانش دو سه روزی که به چاه اندازند

خوش‌دل آن قوم که در حلقهٔ میخانه مدام

کار خود را همه بر لطف اله اندازند

رفتن و آمدنش هر دو مبارک باشد

پیک آهی که سحرگاه به راه اندازند

چون کند رو به تو دنیای دنی غره مشو

صید را عشوه‌فروشان به نگاه اندازند

نخوری بازی دنیا که پر از هیچ بود

چون گره بسته که دانسته به راه اندازند

دل درویش میازار در این کوچهٔ تنگ

که کشی آه اگر ناوک آه اندازند

هر سر موی تو آلوده به صد رنگ گناه

آه اگر کار به تصدیق گواه اندازند

می‌توانی به فراغت نفسی زد مجذوب

اگر از دوش تو این بار گناه اندازند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند
  2. شمارهٔ ۷۵لب لعل تو کار باده کند
  3. شمارهٔ ۷۶مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد
  4. شمارهٔ ۷۷سایه‌بان فتح و نصرت بال اقبال تو باد
  5. شمارهٔ ۷۸بشنو از من سخنی کز غمت آزاد کند
  6. شمارهٔ ۷۹عقل چون مشغول خود شد شهر و زندان ساختند
  7. شمارهٔ ۸۰هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کرد
  8. شمارهٔ ۸۱حسن تا دارد از حیا تعویذ
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.