پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

مژده ای دل که فلانی ز سفر می‌آید

رفت اگر عمر گرانمایه دگر می‌آید

محفل دیده بیارای که آن ماه‌جبین

از مه چارده آراسته‌تر می‌آید

دیده بگشای که رخسار غبارآلودش

آفتابی‌ست که از ابر به در می‌آید

خرم آن دل که خرامان برسد دل‌دارش

روشن آن چشم که یارش ز سفر می‌آید

گر شبی از ته دل ناله کنی تا به سحر

غم ایام تو البتّه به سر می‌آید

ناله کن ناله که از ناله هنرها دیدیم

گریه کن گریه که مطلب به اثر می‌آید

بی‌نم اشک چه حاصل ز گلستان امید

این گلستان به همین آب به سر می‌آید

بی‌جفا گوهر مقصود مرادت ندهد

گریه آن است که با خون جگر می‌آید

به همان یک نظر لطف که اوّل دیدم

کافرم گر دو جهانم به نظر می‌آید

بهر بازار قیامت زر نقدی به کف آر

ور نه در خواب به دست همه زر می‌آید

هم‌چو مجذوب اگرت صبر و تحمل باشد

غم دل میرود و یار به بر می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰آنان که به فکر اعتبارند
  2. شمارهٔ ۷۱سینه صافان ز غمت چشم تری یافته‌اند
  3. شمارهٔ ۷۲تا به کی منتظران چشم به راه اندازند
  4. شمارهٔ ۷۳ساقی بیا که غنچه دل با تو وا شود
  5. شمارهٔ ۷۴از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند
  6. شمارهٔ ۷۵لب لعل تو کار باده کند
  7. شمارهٔ ۷۶مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد
  8. شمارهٔ ۷۷سایه‌بان فتح و نصرت بال اقبال تو باد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.