پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

آنان که به فکر اعتبارند

در دیده اعتبار خارند

در بحر فنا حباب چندی

در بند لباس مستعارند

بدباطن و خوش‌برون و بی‌خیر

چون سکه قلب بد‌عیارند

در پای حساب حق مردم

آیا به چه روز زر شمارند

این طرفه که این گروه جرار

افتاده به دام و در شکارند

شادند و همیشه در صداعند

مستند و مدام در خمارند

شادند ز مردن خلایق

از مردن خود خبر ندارند

چون پرده ز روی کار افتد

خواهی دیدن که در چه کارند

عبرت‌گیران این تماشا

در معرکه‌اند و در کنارند

دام است اگر چه دانه زر

طوبی گردد اگر بکارند

خرم دل آن کسان که با هیچ

هر لحظه دلی به دست آرند

مجذوب چه لازم است گفتن

رسواست که خلق در چه کارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲تا به کی منتظران چشم به راه اندازند
  2. شمارهٔ ۷۳ساقی بیا که غنچه دل با تو وا شود
  3. شمارهٔ ۷۴از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند
  4. شمارهٔ ۷۵لب لعل تو کار باده کند
  5. شمارهٔ ۷۶مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد
  6. شمارهٔ ۷۷سایه‌بان فتح و نصرت بال اقبال تو باد
  7. شمارهٔ ۷۸بشنو از من سخنی کز غمت آزاد کند
  8. شمارهٔ ۷۹عقل چون مشغول خود شد شهر و زندان ساختند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.