پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید

صبح دل‌آرای وصل خرم و خندان رسید

ساقی کوثر گشود باز در التفات

نوبت دوران عیش باز به مستان رسید

نخل وفا رفته بود خشک شود از جفا

کِشته ز خود شسته بود دست که باران رسید

دل که به غم چهره بود چهرهٔ دلدار دید

جان که زخود شسته بود دست به جانان رسید

این دل دیدارجو دیده به مطلب گشود

این سر سامان‌طلب بر در سلطان رسید

گریه چه دانی چه کرد ناله چه دانی چه ساخت

کان بت دیرآشنا مست و غزلخوان رسید

دست دعا شد بلند بر رخ دل در گشود

طالع دل شد رسا درد به درمان رسید

شوکت اسکندری راه به جایی نبرد

خضر توکّل‌کنان رفت و به جانان رسید

غلغله روم را گوش فراموش کرد

مژده فتح حلب تا به صفاهان رسید

برق درخشنده‌ای بر جگر خصم تافت

بر دل سنگش مگر برکه پیکان رسید

لشکر غم کرده بود عرصه به مجذوب تنگ

باز به فریاد ما شاه خراسان رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱سینه صافان ز غمت چشم تری یافته‌اند
  2. شمارهٔ ۷۲تا به کی منتظران چشم به راه اندازند
  3. شمارهٔ ۷۳ساقی بیا که غنچه دل با تو وا شود
  4. شمارهٔ ۷۴از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند
  5. شمارهٔ ۷۵لب لعل تو کار باده کند
  6. شمارهٔ ۷۶مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد
  7. شمارهٔ ۷۷سایه‌بان فتح و نصرت بال اقبال تو باد
  8. شمارهٔ ۷۸بشنو از من سخنی کز غمت آزاد کند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.