پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

ظاهراً از بنده حرفی با تو پنهان گفته‌اند

گوش کن من هم بگویم آن چه یاران گفته‌اند

گفته میباشند در پیشت فلانی عاشق است

بیش از آنت دوست می‌دارم که ایشان گفته‌اند

واله و شوریده و بی‌باک و مست و عاشقم

تا چه ها از ذره‌ با خورشید تابان گفته‌اند

آن چه با زلف بلندت گفته‌اند از حال من

خاطرم جمعست میدانم پریشان گفته‌اند

گر همی گفتند در مستی مدارش حرف توست

از لبت دیگر چرا پرسم چه عنوان گفته‌اند

گوهری گر سفته‌اند از گریه‌ام در پیش دوست

اشتیاق بیدلی را پیش جانان گفته‌اند

بیدلی گفتند لاف جان‌فشانی می‌زند

از زبان مور حرفی با سلیمان گفته‌اند

گفته‌اند از آستانت سر نمی‌سازد جدا

از وفای خاکساری پیش سلطان گفته‌اند

گر همی گفتند عاشق هست هستم، مدّتیست

ور همی‌گفتند صادق نیست بهتان گفته‌اند

دوست با اهل غرض مجذوب صاحب‌لطف نیست

محض خیر ماست حاصل آن چه یاران گفته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸مژده ای دل که فلانی ز سفر می‌آید
  2. شمارهٔ ۶۹شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید
  3. شمارهٔ ۷۰آنان که به فکر اعتبارند
  4. شمارهٔ ۷۱سینه صافان ز غمت چشم تری یافته‌اند
  5. شمارهٔ ۷۲تا به کی منتظران چشم به راه اندازند
  6. شمارهٔ ۷۳ساقی بیا که غنچه دل با تو وا شود
  7. شمارهٔ ۷۴از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند
  8. شمارهٔ ۷۵لب لعل تو کار باده کند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.