پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

خون افسرده شد آن دل که به قاتل نرسید

ماند در خاک شکاری که به بسمل نرسید

شکوه بی‌طاقت و یک ره من مسکین ز پیش

نرسیدم که رقیبی ز مقابل نرسید

کشت ما را که در او برق کند کار سهیل

تا به سیلاب ندادیم به حاصل نرسید

کشتی اهل جنون تخته تعلیم فناست

تا به گرداب نیفتاد به ساحل نرسید

ای که از لیلی این دشت نشان میجویی

چه بگویم که نگاه از پی محمل نرسید

این کهن جامه دنیا که طرازش ز فناست

تا که دیوانه نیفکند به عاقل نرسید

عقل چون نقش قدم تا به ره افتاد افتاد

کس به سر منزل وحدت به دلایل نرسید

طی این مرحله‌ها در گرو بیداریست

کس در این بادیه در خواب به منزل نرسید

تا دلت خون نشود گریه اثرها نکند

فیض کم‌تر دهد آن میوه که کامل نرسید

جزم مجذوب وصالی ز پی هجر تو هست

زآن که آفت به تو از زهر هلاهل نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴شبی در انتظار صبح بودم ماه پیدا شد
  2. شمارهٔ ۶۵دل گواهی می‌دهد البتّه یارم می‌رسد
  3. شمارهٔ ۶۶ظاهراً از بنده حرفی با تو پنهان گفته‌اند
  4. شمارهٔ ۶۷باز راهم به در خانه خمّار افتاد
  5. شمارهٔ ۶۸مژده ای دل که فلانی ز سفر می‌آید
  6. شمارهٔ ۶۹شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید
  7. شمارهٔ ۷۰آنان که به فکر اعتبارند
  8. شمارهٔ ۷۱سینه صافان ز غمت چشم تری یافته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.