پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاد

از آتش دل غنچه به گرداب تب افتاد

با آن که سراپای تو خون کرده دلم را

فریاد ز خالی که به آن کنج لب افتاد

در پرده گذشتی به سراپرده دل‌ها

هر کس به خیالی ز رخت در عجب افتاد

جز لطف خدا در نظر ما سببی نیست

این است که بر ما نظرش بی‌سبب افتاد

مجنون تو چون گرد علایق ز خود افشاند

اول قدمش اصل و نسب از حسب افتاد

گفتی که ز دنیای دنی کیست دنی‌تر

آن دل که به دام هوس این جلب افتاد

جا در همه دل کرد کسی کاو ادب آموخت

از طاق دل افتاد اگر بی‌ادب افتاد

دریاب که عمر تو به غیر از نفسی نیست

صد سال اگر کار تو با روز و شب افتاد

حیرت مکن از صاعقهٔ باد تکبّر

گر خرمن آتش به دل بولهب افتاد

روزی که در قسمت اسباب گشودند

عیش و طرب و فیض و فراغت به شب افتاد

مجذوب تو مردانه گذشت از سر و برخاست

آن روز که مستانه به راه طلب افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵دل گواهی می‌دهد البتّه یارم می‌رسد
  2. شمارهٔ ۶۶ظاهراً از بنده حرفی با تو پنهان گفته‌اند
  3. شمارهٔ ۶۷باز راهم به در خانه خمّار افتاد
  4. شمارهٔ ۶۸مژده ای دل که فلانی ز سفر می‌آید
  5. شمارهٔ ۶۹شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید
  6. شمارهٔ ۷۰آنان که به فکر اعتبارند
  7. شمارهٔ ۷۱سینه صافان ز غمت چشم تری یافته‌اند
  8. شمارهٔ ۷۲تا به کی منتظران چشم به راه اندازند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.