پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

پیشم نشسته بود و مدارش به ناز بود

تا بود کار بندهٔ او هم نیاز بود

نزدیک و دور و دل‌بر و دشمن‌گداز و شوخ

وحشی و رام و دل‌شکن و دل‌نواز بود

ساقی بیا که دولت محمود غزنوی

شیرازه داشت تا سر زلف ایاز بود

ساقی شکفته باش که امشب به روی ما

درهای عیش باز به دست تو باز بود

چشمم به روی ساقی و دستم به زلف یار

گوشم به قول مطرب و هوشم به ساز بود

طالع نگر که آن همه ناز و غرور و حسن

تا صبح رام زاری و عجز و نیاز بود

رفتم به سیر صومعه و از هجوم عام

دیدم که جانماز به جای نماز بود

گشتم روان به کوی خرابات و یافتم

آبی که آتش و طمع و حرص و آز بود

حیرت مکن که طالع من از چه کار کرد

مجذوب بینوا و خدا کارساز بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹ای خوش آن ساعت که یارم از سفر پیدا شود
  2. شمارهٔ ۶۰کی وعده‌های لعل تو از یاد میرود
  3. شمارهٔ ۶۱ناله مستانه‌ام بخت مرا هشیار کرد
  4. شمارهٔ ۶۲خون افسرده شد آن دل که به قاتل نرسید
  5. شمارهٔ ۶۳حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاد
  6. شمارهٔ ۶۴شبی در انتظار صبح بودم ماه پیدا شد
  7. شمارهٔ ۶۵دل گواهی می‌دهد البتّه یارم می‌رسد
  8. شمارهٔ ۶۶ظاهراً از بنده حرفی با تو پنهان گفته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.