پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

ساقیا روی بهار تو مبارک باشد

باده پیش آر که کار تو مبارک باشد

لب پیمانه به لب گیر و صراحی به کنار

تا به ما بوس و کنار تو مبارک باشد

چشم میخانه نشینان به رخت روشن باد

روز نوروز دیار تو مبارک باشد

سر و جان و دل و دین آن چه مرا مقدور است

جان من بهر نثار تو مبارک باشد

در دلت هست که یک دل ز کمندت بجهد

شاه من عزم شکار تو مبارک باشد

گر کنی لطف که در میکده تحویل کنم

همه ایام دیار تو مبارک باشد

در بهاران اگرت سرّ خزان در نظر است

در همه فصل بهار تو مبارک باشد

دید و وادید اسیران ز دلت کرد خطور

لطف بی‌حد و شمار تو مبارک باشد

نیت خیر و دل صاف به دست آر چو صبح

تا به عالم همه کار تو مبارک باشد

با تو مجذوب جنون دوش به دوش ارزانی

شاه من فصل بهار تو مبارک باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷پیشم نشسته بود و مدارش به ناز بود
  2. شمارهٔ ۵۸کام دل غیر از کجا بدهد
  3. شمارهٔ ۵۹ای خوش آن ساعت که یارم از سفر پیدا شود
  4. شمارهٔ ۶۰کی وعده‌های لعل تو از یاد میرود
  5. شمارهٔ ۶۱ناله مستانه‌ام بخت مرا هشیار کرد
  6. شمارهٔ ۶۲خون افسرده شد آن دل که به قاتل نرسید
  7. شمارهٔ ۶۳حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاد
  8. شمارهٔ ۶۴شبی در انتظار صبح بودم ماه پیدا شد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.