پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند

باشد از غیب به روی تو دری بگشایند

صبح‌خیزان به دعا شب همه شب مشغولند

باشد این در به کلید اثری بگشایند

آن در بسته که یک عمر نخندید لبش

وقت آن شد که به آه سحری بگشایند

می‌فروشان که دلی را به دو عالم ندهند

می‌شود جانب ما هم نظری بگشایند

ناامید از گره‌ٔ کار فروبسته مباش

دل قوی دار که وقت سحری بگشایند

وقت آن شد که اسیران غمت فارغ‌بال

در فضای چمنت بال و پری بگشایند

خرم آن قوم که با نشئه سرشار جنون

در فضای چمن عشق سری بگشایند

خاک آن سرو‌قدان شو که به مژگان سیاه

هر زمان بر دلت از غیب دری بگشایند

مه‌وشان را به فسون چون نفسی رام کنی

جهد کن تا نفسی هم کمری بگشایند

منعمان قفل دری را که دعا عاجز اوست

می‌توانند که با مشت زری بگشایند

خون دل تا نخوری غنچه صفت با دل تنگ

گره از کار تو کی در سحری بگشایند

باش مجذوب‌صفت بر در میخانه مقیم

باشد از غیب به روی تو دری بگشایند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند
  2. شمارهٔ ۳۹غمزه‌ات ناوک‌فشانی می‌کند
  3. شمارهٔ ۴۰کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسد
  4. شمارهٔ ۴۱آن زمان بهره ز نقل و می و جامت باشد
  5. شمارهٔ ۴۲مژده ای دل که بهار آمد و گل پیدا شد
  6. شمارهٔ ۴۳غم زلفت پریشان در دل دیوانه می‌گردد
  7. شمارهٔ ۴۴خوش آن که لبش جز به لب جام نباشد
  8. شمارهٔ ۴۵وقت آن است که در بزم جمت یاد کنند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.