پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند

دل را کند آیینه و دیدار تو بیند

چون عید به شادی گذرد بر همه عالم

ماهی که هلالش گل رخسار تو بیند

کو یوسف مصری که به هر گوشه تبریز

صد یوسف بی‌تاب خریدار تو بیند

چون سایه نهد سر ز پیت تا به قیامت

گر سرو سهی شیوه رفتار تو بیند

خود را به زمین زآن فکند پرتو خورشید

تا بر سر خود سایه دیوار تو بیند

آن دل که به رویش در توفیق گشایند

خود را هدف غمزه خونخوار تو بیند

رحم است به آن رند تهی‌دست که از دور

حسرت کشد و گرمی بازار تو بیند

چون عید مبارک شودش ماه سراسر

عاشق مه نو را که به رخسار تو بیند

آنکس به تو خوشحال دهد جان که در این دام

تن را قفس مرغ گرفتار تو بیند

مجذوب در این کهنه‌سرا روی فراغت

در خواب مگر دیده بیدار تو بیند

مجذوب تو نوروز و شب عید نداند

آن روز کند عید که دیدار تو بیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسد
  2. شمارهٔ ۴۱آن زمان بهره ز نقل و می و جامت باشد
  3. شمارهٔ ۴۲مژده ای دل که بهار آمد و گل پیدا شد
  4. شمارهٔ ۴۳غم زلفت پریشان در دل دیوانه می‌گردد
  5. شمارهٔ ۴۴خوش آن که لبش جز به لب جام نباشد
  6. شمارهٔ ۴۵وقت آن است که در بزم جمت یاد کنند
  7. شمارهٔ ۴۶گر تیرگی بصر نباشد
  8. شمارهٔ ۴۷اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمود
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.