پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

غم زلفت پریشان در دل دیوانه می‌گردد

تهیدستی بیاد گنج در ویرانه می‌گردد

نظر بر خط سبزت هر که را افتاد می‌گوید

به گرد آتش این هندو چه بی‌باکانه می‌گردد

نوشته خط سبزی ساقی ما بر لب ساغر

که هر کس بو کند این غنچه را دیوانه می‌گردد

هوای ساغر زرین به گوش ذره می‌گوید

کز این ساغر سر چرخش به یک پیمانه می‌گردد

شتاب ابر صحراگرد را دیدم یقینم شد

که اشک رهنوردان گوهر یکدانه می‌گردد

به روی کشته خود می‌نشیند هرکسی آخر

ریا مسجد اگر سازد همان بت‌خانه می‌گردد

مکن چون واعظان ضایع به هر افسانه عمرت را

که احوال تو هم تا دیده‌‌ای افسانه می‌گردد

سخن سنجیده گو تا دوست را دشمن نگردانی

ز حرف بی‌تأمل آشنا بیگانه می‌گردد

مگو مجذوب بر گرد می‌ و میخانه می‌گردد

بگو پروانه‌ای در بزم دل مستانه می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵وقت آن است که در بزم جمت یاد کنند
  2. شمارهٔ ۴۶گر تیرگی بصر نباشد
  3. شمارهٔ ۴۷اشک عاشق بر رخش چون سیم و زر دارد نمود
  4. شمارهٔ ۴۸آتشی دارد اضطراب سپند
  5. شمارهٔ ۴۹معشوق مگو وفا ندارد
  6. شمارهٔ ۵۰ای دل هوس وصل بتان تا کی و تا چند
  7. شمارهٔ ۵۱مستان که دل بجز می و ساغر نبسته‌اند
  8. شمارهٔ ۵۲جمال یار که تاب نگاه خود دارد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.