پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند

دولت دیدار یارم حلقه‌ای بر در زند

می‌کشد تیغ آفتاب دولتم تا همچو دیو

خصم بی‌دین رنگ رو را بازد و بر در زند

سرگذشت فیض شب را خوش نویسد تا به زر

مهر از خط شعاعی روز را مسطر زند

گر به دست آرم شبی آن طره شبرنگ را

همچو موسی آفتاب از آستینم سر زند

صبر کن تا نوگلی هردم ز باغ اعتقاد

خنده‌ها بر اضطراب ملحد مضطر زند

می‌تواند یک شرر آه از سر اخلاص و درد

آتش اندر عقده‌های عقل جادوگر زند

همت مستان تواند چون دو مینای تهی

آرزوی هر دو عالم را به یکدیگر زند

لامکان عشق‌بازان صیدگاه عقل نیست

باز را بر باد ده جایی که عنقا پر زند

یک قلم نقش وفا در دفتر گل ثبت نیست

آه بلبل تا چه آتش‌ها در آن دفتر زند

نقد دل‌را با گداز عشق کن صاحب عیار

پادشاه حسن باشد سکه‌ای بر زر زند

در تلافی‌ها لب لعل تو با مجذوب خویش

چون تغافل‌های پی‌درپی مگر ساغر زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد
  2. شمارهٔ ۳۸خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند
  3. شمارهٔ ۳۹غمزه‌ات ناوک‌فشانی می‌کند
  4. شمارهٔ ۴۰کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسد
  5. شمارهٔ ۴۱آن زمان بهره ز نقل و می و جامت باشد
  6. شمارهٔ ۴۲مژده ای دل که بهار آمد و گل پیدا شد
  7. شمارهٔ ۴۳غم زلفت پریشان در دل دیوانه می‌گردد
  8. شمارهٔ ۴۴خوش آن که لبش جز به لب جام نباشد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.