پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

خوبان اگر به حسن و صباحت فرشته‌اند

ما را هم از وفا و محبت سرشته‌اند

مستان که میکشند بسر کاسه کاسه خون

دل را چو داغ لاله در آتش برشته‌اند

در آستان میکده افتاده آسمان

چون شیشه‌ای تهی که به یک گوشه هشته‌اند

آورده‌اند گر همه سررشته‌ای به دست

مستان به جست و جوی سر اصل رشته‌اند

فرمان‌بران گوشه ابروش چون کمان

نام و نشان خویش به یک گوشه هشته‌اند

سنجر کجاست تا بنمایم به پادشاه

آن جامه را که پیرزنی چند رشته‌اند

خوشحال گریه کن که در این کهنه کشتزار

تخمی که کشته‌اند به امید کشته‌اند

آنان که مرده را به سخن زنده می‌کنند

نام تو را در اول دفتر نوشته‌اند

در کار خلق پرده‌دری کفر شرع ماست

هستیم تا که سبز شود آن چه کشته‌اند

داریم صاحبی که سگان جناب او

در صورت آدمی و به سیرت فرشته‌اند

دور از در تو جبههٔ مجذوب کی شود

نتوان سترد آن چه از اول نوشته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲فروغ همت خم را نه ساغر نه سبو دارد
  2. شمارهٔ ۳۳آن زمان کاین فتنه‌ها در عالم ارواح بود
  3. شمارهٔ ۳۴جمال تو را ماه تابنده شد
  4. شمارهٔ ۳۵وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند
  5. شمارهٔ ۳۶عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند
  6. شمارهٔ ۳۷عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد
  7. شمارهٔ ۳۸خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند
  8. شمارهٔ ۳۹غمزه‌ات ناوک‌فشانی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.