پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

هر که آید به در میکده دیوانه کنند

آشنا هر که شود از همه بیگانه کنند

آشنایان همه گر دشمن جانند چه باک

آن مبادا که دلی را ز تو بیگانه کنند

می‌کشان را سر طاعت تو مپندار که نیست

نیست کاری که به از گریه مستانه کنند

گریه‌ای کز سر اخلاص بود عقده گشاست

قطره چون پاک فتد گوهر یک‌دانه کنند

مایه عیش دل خون شده و چشم تر است

این حدیثی‌ست که نقل از لب پیمانه کنند

خانقاهی که به خرجش نکند دخل وفا

صرفه وقت در آنست که میخانه کنند

پُر مگو از پُری انجمن ای واعظ شهر

بیشتر بیخردان گوش به افسانه کنند

در مقامی که به معشوق رسد شعله به شوق

دوستی نیست اگر رحم به پروانه کنند

از سر کون و مکان همت مردان برخاست

تا چه‌ها شیوه آن همت مردانه کنند

رفت چون کار تو مجذوب به مستی از پیش

همه یاران هوس شیوه مستانه کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳آن زمان کاین فتنه‌ها در عالم ارواح بود
  2. شمارهٔ ۳۴جمال تو را ماه تابنده شد
  3. شمارهٔ ۳۵وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند
  4. شمارهٔ ۳۶عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند
  5. شمارهٔ ۳۷عندلیبی در گلستان ناله مستانه کرد
  6. شمارهٔ ۳۸خوش آنکه تو را جوید و آزار تو بیند
  7. شمارهٔ ۳۹غمزه‌ات ناوک‌فشانی می‌کند
  8. شمارهٔ ۴۰کی بود قاصدم از پیش تو ممنون برسد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.