پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

به یاد روی توام سال و ماه می‌گذرد

بیا که فرصت عمر نگاه می‌گذرد

فروغ حسن تو را صبح و شام یکسانست

همیشه ناز تو بر مهر و ماه می‌گذرد

به گوش دار که چشم از برای دیدارست

به هوش باش که عمر نگاه می‌گذرد

چراغ دیده دل را سحر مکن خاموش

که وقت گریه و هنگام آه می‌گذرد

ز روی آیینه روشن‌تر است بر عالم

که حکم آه تو بر صبح‌گاه می‌گذرد

کسی نشسته به جایی نمی‌رسد برخیز

که هر قدم به تو صد خضر راه می‌گذرد

شکفته باش که دشوار و سهل این منزل

اگر گداست اگر پادشاه می‌گذرد

گدای میکده را آرزوی افسر نیست

ز سر گذشته یقین از کلاه می‌گذرد

تو را گمان که گذرگاه عمر بر تنگ است

ز هر کنار شهی با سپاه می‌گذرد

خزینه ها ز شهان خورده است این کف خاک

فتاده کیست که حکمش ز شاه می‌گذرد

به قطره‌ای شده خرسند گوهر از دریا

قناعت است که نازش به شاه می‌گذرد

چه شد گناه تو مجذوب از شماره گذشت

یقین که لطف خدا از گناه می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹چه آتش بود در پیمانه کردند
  2. شمارهٔ ۳۰خوبان اگر به حسن و صباحت فرشته‌اند
  3. شمارهٔ ۳۱هر که آید به در میکده دیوانه کنند
  4. شمارهٔ ۳۲فروغ همت خم را نه ساغر نه سبو دارد
  5. شمارهٔ ۳۳آن زمان کاین فتنه‌ها در عالم ارواح بود
  6. شمارهٔ ۳۴جمال تو را ماه تابنده شد
  7. شمارهٔ ۳۵وقت آن شد کز دلم صبح سعادت سر زند
  8. شمارهٔ ۳۶عاشقان در دل شب چشم تری بگشایند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.