پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

روز عید آن شوخ اگر جولان کند

شهر و صحرا را پر از قربان کند

عالمی شادند و ما امیدوار

التفاتش تا کرا قربان کند

نیست عشقت لاف انسانی مزن

درد باید تا تو را انسان کند

عشق هم می‌گردد از دنبال دل

تا فدای غمزه خوبان کند

تا دلت آتش نگیرد هم‌چو شمع

کی لبت را گریه‌ات خندان کند

عجز کن تا التفات لعل یار

آتشت را چشمه حیوان کند

صبر باید عاشق بی‌چاره را

تا دوای درد بی‌درمان کند

کو جنون دشت‌پیما تا کسی

چاره این راه بی‌پایان کند

در مناجات آن که دل خواهد نه گِل

او گدایی را به از سلطان کند

محتسب را می‌توان آگاه ساخت

گوش اگر بر ناله مستان کند

بیم اگر داری ز قاضی می بنوش

تا شرابت رستم دستان کند

کار بر بی‌چاره‌ای مشکل مساز

تا خدا کار تو را آسان کند

ما گنه‌کاریم و او صاحب‌کرم

حاکم است او آن چه خواهد آن کند

از دعا مجذوب صاحب دیده شد

تا چه ها از دولت قرآن کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱با ژنده‌‌ای توان ساخت زرتار اگر نباشد
  2. شمارهٔ ۲۲دولت آن است که یارم ز در لطف در آید
  3. شمارهٔ ۲۳مهوشان دیوانه‌ام با جام بی‌غش کرده‌اند
  4. شمارهٔ ۲۴با تبسم تا لبش تمهید احسان می‌کند
  5. شمارهٔ ۲۵مرا که با لب او نوبت سخن نرسد
  6. شمارهٔ ۲۶تا چند آب حسرتم از چشم تر چکد
  7. شمارهٔ ۲۷به یاد روی توام سال و ماه می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۲۸تا جمالت شمع این کاشانه شد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.