پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

یکرنگ تو را کج‌دل و ابلق نتوان کرد

حق را به فسون باطل و ناحق نتوان کرد

توفیق به دل جذبه دهد ور نه دلی را

با حیله مقیّد به تو مطلق نتوان کرد

تا محل دل کعبه روان را نکند گرم

خود را به صف قافله ملحق نتوان کرد

سرمشق به کس تا ندهند از خط تسلیم

رازی که نهان است محقق نتوان کرد

تا دل نکنی از زر و اسباب کدورت

آهنگ می و جام مروّق نتوان کرد

چشم طمع از خواب فراغت نتوان داشت

رم از ته این طاق معلق نتوان کرد

یا عشق بگو ور نه به صد زور هوس را

از یک گل این فرش مطبق نتوان کرد

انگشت نبی باید و تایید خدایی

دیبای قمر را به فسون شق نتوان کرد

آرایش ظاهر مکن ای خواجه که خود را

یک‌رنگ به پوشیدن ازرق نتوان کرد

واعظ بده انصاف که بی‌ربط کسی را

سرکرده یک انجمن احمق نتوان کرد

مجذوب تو را وسوسه مغلوب نسازد

حق را به فسون باطل و ناحق نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲دولت آن است که یارم ز در لطف در آید
  2. شمارهٔ ۲۳مهوشان دیوانه‌ام با جام بی‌غش کرده‌اند
  3. شمارهٔ ۲۴با تبسم تا لبش تمهید احسان می‌کند
  4. شمارهٔ ۲۵مرا که با لب او نوبت سخن نرسد
  5. شمارهٔ ۲۶تا چند آب حسرتم از چشم تر چکد
  6. شمارهٔ ۲۷به یاد روی توام سال و ماه می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۲۸تا جمالت شمع این کاشانه شد
  8. شمارهٔ ۲۹چه آتش بود در پیمانه کردند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.