پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

با تبسم تا لبش تمهید احسان می‌کند

غمزه شوخش به ایمایی پشیمان می‌کند

تا گره وا می‌کند از کار بلبل غنچه‌ای

انتظارش کار زهرآلود پیکان می‌کند

حسن هر چند پیدا می‌کند عاشق ز خاک

غمزه‌اش تا دیده‌ای با خاک یکسان می‌کند

شکوه را با کیمیای صبر باید شکر ساخت

دلبر ما درد خود را نام درمان می‌کند

تشنگان عشق را یک سینه‌وار آتش بس است

آتش طور است کار آب حیوان می‌کند

در خرابات مغان طفلی به یک پیمانه می

زاهد صد ساله را از نو مسلمان می‌کند

هر که را سودای جانان آتشی در جان فکند

هم‌چو شمعش سوز دل از گریه خندان می‌کند

خاطره آسوده خواهی از تعلق دور باش

فکر جمعیت حواست را پریشان می‌کند

مسکن دیوانه را از چار سو دیوار نیست

سیر عالم متصل در چار ایوان می‌کند

سرنوشت حاتم و نوشیروان افسانه نیست

با سخاوت کفر فردا کار ایمان می‌کند

هر که کار سهل بر بی‌چاره‌ای مشکل نساخت

کار او را هم خدا البته آسان می‌کند

سلطنت هم سد راه همت مجذوب نیست

تا گدایی از در شاه خراسان می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶تا چند آب حسرتم از چشم تر چکد
  2. شمارهٔ ۲۷به یاد روی توام سال و ماه می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۲۸تا جمالت شمع این کاشانه شد
  4. شمارهٔ ۲۹چه آتش بود در پیمانه کردند
  5. شمارهٔ ۳۰خوبان اگر به حسن و صباحت فرشته‌اند
  6. شمارهٔ ۳۱هر که آید به در میکده دیوانه کنند
  7. شمارهٔ ۳۲فروغ همت خم را نه ساغر نه سبو دارد
  8. شمارهٔ ۳۳آن زمان کاین فتنه‌ها در عالم ارواح بود
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.