پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

هر که را روزی لطف تو رعایت نکند

گر دو عالم بدهندش که کفایت نکند

به چه دل دم ز هواداری خورشید زند

ذره‌ای را که پناه تو حمایت نکند

خضر با ذره چه سازد اگرش جذبه نور

تا به سرچشمه خورشید هدایت نکند

خون دل ریختن از شیشه نشان هوس است

رنگ هم باید از این شیشه سرایت نکند

سخن عشق نگویی به کسی نتوان گفت

می‌توان گفت به شرطی که روایت نکند

عشق را کار نه با مقنعه و دستار است

مرد آن است که از درد شکایت نکند

خاک بهتر بود از تاج شهنشاهی را

که گدایی ز در شاه ولایت نکند

آن چه هستی بنما گر همه واعظ باشی

کودنی گوش به حرف تو نهایت نکند

چه کنم گفته آن هرزه‌‌درا واعظ را

کز می و ساقی و میخانه شکایت نکند

واعظ از گفته مجذوب دل آزرده مباش

که خردمند ز دیوانه شکایت نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹روز عید آن شوخ اگر جولان کند
  2. شمارهٔ ۲۰یکرنگ تو را کج‌دل و ابلق نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۲۱با ژنده‌‌ای توان ساخت زرتار اگر نباشد
  4. شمارهٔ ۲۲دولت آن است که یارم ز در لطف در آید
  5. شمارهٔ ۲۳مهوشان دیوانه‌ام با جام بی‌غش کرده‌اند
  6. شمارهٔ ۲۴با تبسم تا لبش تمهید احسان می‌کند
  7. شمارهٔ ۲۵مرا که با لب او نوبت سخن نرسد
  8. شمارهٔ ۲۶تا چند آب حسرتم از چشم تر چکد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.