پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

هر کجا صبر از دلی آن زلف کافرکیش برد

چون تهی‌دستان مرا فکر محال‌اندیش برد

راه بی‌پایان این غم را به پایان برد و رفت

هر که از بسیاری آزار لذت بیش برد

هر که چون من خواست همت از وفا در راستی

در طلب خواهی نخواهی کار خود را پیش برد

عقل و همت را نمی‌دانم کدامین بهتر است

این قدر دانم که همت هر چه کرد از پیش برد

در جوانی‌ها ادب کن نفس را تا فرصت است

تا توانی پیش دستی کن که دست از پیش برد

گر نباشد این تکلف‌های رسمی در میان

می‌توان عمری به سر در خانه درویش برد

با گدا تندی نباید کرد کز بیچارگی

هرکجا شد، تحفه‌ای چون آبروی خویش برد

پیش دانا سرنوشت اهل منصب روشن است

از همان آتش که مشعل‌وار پیشاپیش برد

بیم اگر داری ز محنت‌های ره دیوانه باش

هر چه پیش آمد در این وادی جنون از پیش برد

شیوه افتادگی مجذوب را خوش‌تر فتاد

راحت کونین را مفت از میان درویش برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸بهار آمد که گلشن بوی آن گل‌پیرهن گیرد
  2. شمارهٔ ۱۹روز عید آن شوخ اگر جولان کند
  3. شمارهٔ ۲۰یکرنگ تو را کج‌دل و ابلق نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۲۱با ژنده‌‌ای توان ساخت زرتار اگر نباشد
  5. شمارهٔ ۲۲دولت آن است که یارم ز در لطف در آید
  6. شمارهٔ ۲۳مهوشان دیوانه‌ام با جام بی‌غش کرده‌اند
  7. شمارهٔ ۲۴با تبسم تا لبش تمهید احسان می‌کند
  8. شمارهٔ ۲۵مرا که با لب او نوبت سخن نرسد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.