پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی

مجذوب تبریزی

غزلیات

۲۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ ناله مستانه‌ام بخت مرا هشیار کرد
  2. شمارهٔ ۶۲ خون افسرده شد آن دل که به قاتل نرسید
  3. شمارهٔ ۶۳ حرفی به چمن از غم آن نوش‌لب افتاد
  4. شمارهٔ ۶۴ شبی در انتظار صبح بودم ماه پیدا شد
  5. شمارهٔ ۶۵ دل گواهی می‌دهد البتّه یارم می‌رسد
  6. شمارهٔ ۶۶ ظاهراً از بنده حرفی با تو پنهان گفته‌اند
  7. شمارهٔ ۶۷ باز راهم به در خانه خمّار افتاد
  8. شمارهٔ ۶۸ مژده ای دل که فلانی ز سفر می‌آید
  9. شمارهٔ ۶۹ شکر که ایام غم رفت و به پایان رسید
  10. شمارهٔ ۷۰ آنان که به فکر اعتبارند
  11. شمارهٔ ۷۱ سینه صافان ز غمت چشم تری یافته‌اند
  12. شمارهٔ ۷۲ تا به کی منتظران چشم به راه اندازند
  13. شمارهٔ ۷۳ ساقی بیا که غنچه دل با تو وا شود
  14. شمارهٔ ۷۴ از تماشای جمالت باغ رضوان ساختند
  15. شمارهٔ ۷۵ لب لعل تو کار باده کند
  16. شمارهٔ ۷۶ مژده ای دل که صف لشکر غم بر هم خورد
  17. شمارهٔ ۷۷ سایه‌بان فتح و نصرت بال اقبال تو باد
  18. شمارهٔ ۷۸ بشنو از من سخنی کز غمت آزاد کند
  19. شمارهٔ ۷۹ عقل چون مشغول خود شد شهر و زندان ساختند
  20. شمارهٔ ۸۰ هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کرد
  21. شمارهٔ ۸۱ حسن تا دارد از حیا تعویذ
  22. شمارهٔ ۸۲ عمری اگر چه از من بیدل رمید یار
  23. شمارهٔ ۸۳ ساقیا آن آب گلناری بیار
  24. شمارهٔ ۸۴ در پیش اختیار تو ما را چه اختیار
  25. شمارهٔ ۸۵ شبی به دیر مغانم فتاد راه نظر
  26. شمارهٔ ۸۶ عشق دریایی‌ست من چون موج در وی بی‌قرار
  27. شمارهٔ ۸۷ بردی دل ما بتا نگه دار
  28. شمارهٔ ۸۸ حسن خوبان را حیا باید نگهبان ای پسر
  29. شمارهٔ ۸۹ آهوی فیض را نکند بوالهوس شکار
  30. شمارهٔ ۹۰ کمند زلف کجت کرده ماه را تسخیر
  31. شمارهٔ ۹۱ در سرم نیست به جز سر تو سودای دگر
  32. شمارهٔ ۹۲ دل از کف داده را یار اندکی نامهربان بهتر
  33. شمارهٔ ۹۳ دشنام دوست خوش‌تر از حرف خوش‌تر غیر
  34. شمارهٔ ۹۴ رفت اگر مجنون از این صحرا به هامون دگر
  35. شمارهٔ ۹۵ زهی به حسن و ملامت ز دلبران ممتاز
  36. شمارهٔ ۹۶ بده ساقی شراب ناب تبریز
  37. شمارهٔ ۹۷ سحرگهان که مؤذن برآورد آواز
  38. شمارهٔ ۹۸ مژده وصلم صبا آورد و گریانم هنوز
  39. شمارهٔ ۹۹ صبح شد ساقی بده جامی که باز
  40. شمارهٔ ۱۰۰ باز در اشتیاق روی نیاز
  41. شمارهٔ ۱۰۱ مه ندیدم به این صفا هرگز
  42. شمارهٔ ۱۰۲ مستان شود به خانه زین آشیانه ساز
  43. شمارهٔ ۱۰۳ بنال ای عندلیب ناله‌پرداز
  44. شمارهٔ ۱۰۴ ایا زآن نوش‌خند عشوه‌پرداز
  45. شمارهٔ ۱۰۵ بشنو این نکته که محکوم تو باشد همه چیز
  46. شمارهٔ ۱۰۶ صیقل مرأت دل صهبای گلفام است و بس
  47. شمارهٔ ۱۰۷ ای پسر اهل وفا را بشناس
  48. شمارهٔ ۱۰۸ از خم زلف کمندافکن مترس
  49. شمارهٔ ۱۰۹ ز هر چه در نظر آید مرا جمالت بس
  50. شمارهٔ ۱۱۰ به فکر نرگست افتاده نرگس
  51. شمارهٔ ۱۱۱ بیار ساقی از آن آفت خمار و عبوس
  52. شمارهٔ ۱۱۲ دلربایی که به جز لطف نباشد کارش
  53. شمارهٔ ۱۱۳ تا دلم را کند سرای خودش
  54. شمارهٔ ۱۱۴ آن را که به میخانه دل راه دهندش
  55. شمارهٔ ۱۱۵ گویمت پندی همه گوش و تمام ادراک باش
  56. شمارهٔ ۱۱۶ خوشا تبریز و فیض صبح و شامش
  57. شمارهٔ ۱۱۷ اگر تو طالب عیشی همیشه عاشق باش
  58. شمارهٔ ۱۱۸ با خدا گر واگذاری کار خویش
  59. شمارهٔ ۱۱۹ خرم آن گلبن همیشه بهار
  60. شمارهٔ ۱۲۰ آمد رسول یار و شدیم از جفا خلاص

متن اشعار به نقل از گنجور.