فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۱ ساقی بیا که جوش زد از لالهزار فیض
- شمارهٔ ۱۲۲ صبحدم چون شود هوا فیاض
- شمارهٔ ۱۲۳ بر گرد لالهزار جمالت دمیده خط
- شمارهٔ ۱۲۴ برگ بنفشه بر ورق لاله چیده خط
- شمارهٔ ۱۲۵ خواهی شکفته نوش کنی جام اختلاط
- شمارهٔ ۱۲۶ کاری به جز گناه نداریم یا حفیظ
- شمارهٔ ۱۲۷ ما حشمت و سپاه نداریم یا حفیظ
- شمارهٔ ۱۲۸ تا شدم در آتش عشقت گدازان همچو شمع
- شمارهٔ ۱۲۹ - (ناکامل) عارضت را نقاب کرده شعاع
- شمارهٔ ۱۳۰ - (ناکامل) ............
- شمارهٔ ۱۳۱ ساقیا فصل بهار است و هوای گشت باغ
- شمارهٔ ۱۳۲ صبحدم چون خسرو خاور کشد تیغ از غلاف
- شمارهٔ ۱۳۳ سر نپیچم دامنش هر چند دیر آید به کف
- شمارهٔ ۱۳۴ سَر مَه دیده شد از آمدنت کرد طریق
- شمارهٔ ۱۳۵ از باغ کفر و اسلام یک میوه چیده عاشق
- شمارهٔ ۱۳۶ می بنوش از عقده های عقل بیحاصل چه باک
- شمارهٔ ۱۳۷ پر گذشتم به تماشاگه انسان و ملَک
- شمارهٔ ۱۳۸ بایدم شد در آستان تو خاک
- شمارهٔ ۱۳۹ صحیفهایست به انشای کاتبان ازل
- شمارهٔ ۱۴۰ ساقی بیار جامی زآن کیمیای اقبال
- شمارهٔ ۱۴۱ لطف لعلت کرده بر جانها سبیل
- شمارهٔ ۱۴۲ بنوش باده عشرت به دولت و اقبال
- شمارهٔ ۱۴۳ ساقی بده آن ساغر خورشید شمایل
- شمارهٔ ۱۴۴ عشق ساقی شد می بیغش زدیم
- شمارهٔ ۱۴۵ روزگاری شد که من دردیکش میخانهام
- شمارهٔ ۱۴۶ یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیم
- شمارهٔ ۱۴۷ به یادت صبح بر گلشن گذشتم
- شمارهٔ ۱۴۸ سروی به قامت تو در اشرف ندیدهام
- شمارهٔ ۱۴۹ از رقیبم گر شنیدی توبه از می کردهام
- شمارهٔ ۱۵۰ جامی بده که از دل و جانت دعا کنیم
- شمارهٔ ۱۵۱ قدح زمرد و می لعل و دست ساقیسیم
- شمارهٔ ۱۵۲ بهار آمد چرا بیباده باشیم
- شمارهٔ ۱۵۳ دارم به سر که خدمت پیر مغان کنم
- شمارهٔ ۱۵۴ کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
- شمارهٔ ۱۵۵ صبح است و نمودهای جمالم
- شمارهٔ ۱۵۶ چون جام باده کوی مغان است مسکنم
- شمارهٔ ۱۵۷ کی رو دهد که با تو شبی گفتگو کنم
- شمارهٔ ۱۵۸ من که دردیکش و بیساخته و بیباکم
- شمارهٔ ۱۵۹ ز هر شأن و شوکت بس این عزتم
- شمارهٔ ۱۶۰ ساغری گر ز لب لعل تو دریوزه کنم
- شمارهٔ ۱۶۱ من به این در نه پی نعمت و ناز آمدهام
- شمارهٔ ۱۶۲ زاهد مگو که مست شراب دو سالهام
- شمارهٔ ۱۶۳ مستیم و گنهکار و به جز آه نداریم
- شمارهٔ ۱۶۴ ز بحرین نظر گنج گهر در آستین دارم
- شمارهٔ ۱۶۵ ای سراپا ناز قربانت شوم
- شمارهٔ ۱۶۶ ما به این در ز پی برگ و نوا آمدهایم
- شمارهٔ ۱۶۷ دارد به سر هوای رخت آفتاب هم
- شمارهٔ ۱۶۸ توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم
- شمارهٔ ۱۶۹ دل دادهایم و تحفه دردی گرفتهایم
- شمارهٔ ۱۷۰ ما تن به عیش مفت و مسلم نمیدهیم
- شمارهٔ ۱۷۱ تا پای همت میرود از آرزو رم میکنم
- شمارهٔ ۱۷۲ از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
- شمارهٔ ۱۷۳ من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم
- شمارهٔ ۱۷۴ دگر رفتم که در میخانه باشم
- شمارهٔ ۱۷۵ هر زمان از خون دل جام شرابی میزنم
- شمارهٔ ۱۷۶ پیمانهکش و رند و خراباتی و مستیم
- شمارهٔ ۱۷۷ به صد آشفتگی چون موج هر سو بیقرار افتم
- شمارهٔ ۱۷۸ چشم تر آخر به رویش بینقاب انداختیم
- شمارهٔ ۱۷۹ از ریا طرفی نبستم ترک عادت میکنم
- شمارهٔ ۱۸۰ چه غم دارم غم دلدار دارم؟
متن اشعار به نقل از گنجور.