پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی

مجذوب تبریزی

غزلیات

۲۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ ساقی بیا که جوش زد از لاله‌زار فیض
  2. شمارهٔ ۱۲۲ صبح‌دم چون شود هوا فیاض
  3. شمارهٔ ۱۲۳ بر گرد لاله‌زار جمالت دمیده خط
  4. شمارهٔ ۱۲۴ برگ بنفشه بر ورق لاله چیده خط
  5. شمارهٔ ۱۲۵ خواهی شکفته نوش کنی جام اختلاط
  6. شمارهٔ ۱۲۶ کاری به جز گناه نداریم یا حفیظ
  7. شمارهٔ ۱۲۷ ما حشمت و سپاه نداریم یا حفیظ
  8. شمارهٔ ۱۲۸ تا شدم در آتش عشقت گدازان همچو شمع
  9. شمارهٔ ۱۲۹ - (ناکامل) عارضت را نقاب کرده شعاع
  10. شمارهٔ ۱۳۰ - (ناکامل) ............
  11. شمارهٔ ۱۳۱ ساقیا فصل بهار است و هوای گشت باغ
  12. شمارهٔ ۱۳۲ صبحدم چون خسرو خاور کشد تیغ از غلاف
  13. شمارهٔ ۱۳۳ سر نپیچم دامنش هر چند دیر آید به کف
  14. شمارهٔ ۱۳۴ سَر مَه دیده شد از آمدنت کرد طریق
  15. شمارهٔ ۱۳۵ از باغ کفر و اسلام یک میوه چیده عاشق
  16. شمارهٔ ۱۳۶ می بنوش از عقده های عقل بی‌حاصل چه باک
  17. شمارهٔ ۱۳۷ پر گذشتم به تماشاگه انسان و ملَک
  18. شمارهٔ ۱۳۸ بایدم شد در آستان تو خاک
  19. شمارهٔ ۱۳۹ صحیفه‌ایست به انشای کاتبان ازل
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ساقی بیار جامی زآن کیمیای اقبال
  21. شمارهٔ ۱۴۱ لطف لعلت کرده بر جان‌ها سبیل
  22. شمارهٔ ۱۴۲ بنوش باده عشرت به دولت و اقبال
  23. شمارهٔ ۱۴۳ ساقی بده آن ساغر خورشید شمایل
  24. شمارهٔ ۱۴۴ عشق ساقی شد می بی‌غش زدیم
  25. شمارهٔ ۱۴۵ روزگاری شد که من دردی‌کش میخانه‌ام
  26. شمارهٔ ۱۴۶ یار از ما جان و ما از یار ساغر خواستیم
  27. شمارهٔ ۱۴۷ به یادت صبح بر گلشن گذشتم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ سروی به قامت تو در اشرف ندیده‌ام
  29. شمارهٔ ۱۴۹ از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌ام
  30. شمارهٔ ۱۵۰ جامی بده که از دل و جانت دعا کنیم
  31. شمارهٔ ۱۵۱ قدح زمرد و می لعل و دست ساقی‌سیم
  32. شمارهٔ ۱۵۲ بهار آمد چرا بی‌باده باشیم
  33. شمارهٔ ۱۵۳ دارم به سر که خدمت پیر مغان کنم
  34. شمارهٔ ۱۵۴ کار خود را ما به لطف کارساز انداختیم
  35. شمارهٔ ۱۵۵ صبح است و نموده‌ای جمالم
  36. شمارهٔ ۱۵۶ چون جام باده کوی مغان است مسکنم
  37. شمارهٔ ۱۵۷ کی رو دهد که با تو شبی گفتگو کنم
  38. شمارهٔ ۱۵۸ من که دردی‌کش و بی‌ساخته و بی‌باکم
  39. شمارهٔ ۱۵۹ ز هر شأن و شوکت بس این عزتم
  40. شمارهٔ ۱۶۰ ساغری گر ز لب لعل تو دریوزه کنم
  41. شمارهٔ ۱۶۱ من به این در نه پی نعمت و ناز آمده‌ام
  42. شمارهٔ ۱۶۲ زاهد مگو که مست شراب دو ساله‌ام
  43. شمارهٔ ۱۶۳ مستیم و گنه‌کار و به جز آه نداریم
  44. شمارهٔ ۱۶۴ ز بحرین نظر گنج گهر در آستین دارم
  45. شمارهٔ ۱۶۵ ای سراپا ناز قربانت شوم
  46. شمارهٔ ۱۶۶ ما به این در ز پی برگ و نوا آمده‌ایم
  47. شمارهٔ ۱۶۷ دارد به سر هوای رخت آفتاب هم
  48. شمارهٔ ۱۶۸ توبه کردم که دگر توبه ز صهبا نکنم
  49. شمارهٔ ۱۶۹ دل داده‌ایم و تحفه دردی گرفته‌ایم
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ما تن به عیش مفت و مسلم نمی‌دهیم
  51. شمارهٔ ۱۷۱ تا پای همت می‌رود از آرزو رم می‌کنم
  52. شمارهٔ ۱۷۲ از دامن خود دست کشیدیم و گذشتیم
  53. شمارهٔ ۱۷۳ من از آن کلاهِ همّت که به طرْف بر شکستم
  54. شمارهٔ ۱۷۴ دگر رفتم که در میخانه باشم
  55. شمارهٔ ۱۷۵ هر زمان از خون دل جام شرابی می‌زنم
  56. شمارهٔ ۱۷۶ پیمانه‌کش و رند و خراباتی و مستیم
  57. شمارهٔ ۱۷۷ به صد آشفتگی چون موج هر سو بی‌قرار افتم
  58. شمارهٔ ۱۷۸ چشم تر آخر به رویش بی‌نقاب انداختیم
  59. شمارهٔ ۱۷۹ از ریا طرفی نبستم ترک عادت می‌کنم
  60. شمارهٔ ۱۸۰ چه غم دارم غم دلدار دارم؟

متن اشعار به نقل از گنجور.