پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی

مجذوب تبریزی

غزلیات

۲۵۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ ای دل بیا که مژده وصلی شنیده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۸۲ هر کجا مستان به آن سرو روان برخورده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۸۳ به خون دیده مکتوبی نگارم
  4. شمارهٔ ۱۸۴ کو همّت مردانه‌ای تا از تمنا رم کنم
  5. شمارهٔ ۱۸۵ هر جا ز سرگذشت خود افسانه بسته‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۸۶ گردیده‌ام غبار و پناهی گرفته‌ام
  7. شمارهٔ ۱۸۷ خیز تا بر در میخانه گذاری بکنیم
  8. شمارهٔ ۱۸۸ میروم تا گریه‌ای در دامن هامون کنم
  9. شمارهٔ ۱۸۹ آن شب که با خیال لبت غنچه خفته‌ام
  10. شمارهٔ ۱۹۰ مجنون تو را تا کی روی دگری دیدن
  11. شمارهٔ ۱۹۱ میگفت لیلی روزی به مجنون
  12. شمارهٔ ۱۹۲ پیش بتان مذمت خورشید و ماه کن
  13. شمارهٔ ۱۹۳ این که آید یار یا خورشید تابانست این
  14. شمارهٔ ۱۹۴ آن شب کز آتشِ می گردد چراغ روشن
  15. شمارهٔ ۱۹۵ دوست یا رب چه دید باز از من
  16. شمارهٔ ۱۹۶ دشمنی با ما به حرف دیگران دیگر مکن
  17. شمارهٔ ۱۹۷ یار دل را بی‌تکلف کرده جای خویشتن‌
  18. شمارهٔ ۱۹۸ بی‌طمع باش و عافیت‌ها کن
  19. شمارهٔ ۱۹۹ نیست مرا در نظر جز رخت ای ماه من
  20. شمارهٔ ۲۰۰ به اصل و نسل مباهات ای پسر کم کن
  21. شمارهٔ ۲۰۱ ای فلک بردی ز شاهان گر چه تاج از حد برون
  22. شمارهٔ ۲۰۲ خویش را تند و تلخ زود مکن
  23. شمارهٔ ۲۰۳ خویش را رسوای شهر و کوچه و بازار کن
  24. شمارهٔ ۲۰۴ خوشا در جستجویت از پی رنگ قبا گشتن
  25. شمارهٔ ۲۰۵ سر مکش از سرای درویشان
  26. شمارهٔ ۲۰۶ باده ناب را تماشا کن
  27. شمارهٔ ۲۰۷ چشمت که دل از زاهد صد ساله گرفته
  28. شمارهٔ ۲۰۸ بازم تو غارت خرد و هوش کرده‌ای
  29. شمارهٔ ۲۰۹ ای روشن از خاک درت چشم جهان‌بین‌ همه
  30. شمارهٔ ۲۱۰ ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده‌
  31. شمارهٔ ۲۱۱ نه سروت می‌توانم گفت نه ماه
  32. شمارهٔ ۲۱۲ شده در شیشه ما بی‌تو می ناب گره
  33. شمارهٔ ۲۱۳ سحر چون رخ نماید آفتاب آهسته آهسته
  34. شمارهٔ ۲۱۴ رویی‌ست که عالم از تو دیده
  35. شمارهٔ ۲۱۵ ماهی که کسب نور کند آفتاب از او
  36. شمارهٔ ۲۱۶ روز عید است روی مهوش تو
  37. شمارهٔ ۲۱۷ نیم جو معتقدِ طاعتِ بی‌گریه مشو
  38. شمارهٔ ۲۱۸ زاهد چه سازم با چشم و ابرو
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ای سر سروقامتان خاک ره نیاز تو
  40. شمارهٔ ۲۲۰ ای فرّ و عزّ و جاه عیان از جبین تو
  41. شمارهٔ ۲۲۱ هاتفم داد مژده‌ای از نو
  42. شمارهٔ ۲۲۲ دو عالم دو چشم است حیران تو
  43. شمارهٔ ۲۲۳ ای کُنتُ کَنز آیه نقش نگین تو
  44. شمارهٔ ۲۲۴ ای نه فلک از بحر عطای تو حبابی
  45. شمارهٔ ۲۲۵ ای آستان قدرت لب‌ریز پادشاهی
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ای مصحف جمال تو از رحمت آیتی
  47. شمارهٔ ۲۲۷ منظور دل سینه پرنور تو بودی
  48. شمارهٔ ۲۲۸ ای از ورق حسن تو هر حرف کتابی
  49. شمارهٔ ۲۲۹ سلامی چون نسیم صبح‌گاهی
  50. شمارهٔ ۲۳۰ ای پادشاه خوبان سوی گدا نگاهی
  51. شمارهٔ ۲۳۱ ز بس پیچیده‌ام خود را به فکر نازک‌اندامی
  52. شمارهٔ ۲۳۲ نه با خورشید و مه این چرخ بازیگر کند بازی
  53. شمارهٔ ۲۳۳ بیا ساقی که سردی می‌کند دی
  54. شمارهٔ ۲۳۴ سرگشته و پریشان تا کو به کو نگردی
  55. شمارهٔ ۲۳۵ یک شیشه از می ناب با یار سیم ساقی
  56. شمارهٔ ۲۳۶ باز در آتشم ز روی کسی
  57. شمارهٔ ۲۳۷ ای دل نهفته ناله و افغان چه می‌کنی
  58. شمارهٔ ۲۳۸ گرت هواست که در دیده‌ای جهان بنمایی
  59. شمارهٔ ۲۳۹ نیست با ادافهمان حاجت درافشانی
  60. شمارهٔ ۲۴۰ تا شدم آشنای تنهایی

متن اشعار به نقل از گنجور.