پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸

مژده ای دل پیک جانان می‌رسد

پیک جانان است و خندان می‌رسد

پیش موری با نوازش‌نا‌مه‌ها

هدهد ملک سلیمان می‌رسد

باز بر درویش درویشان دوست

خلعت آن شاه شاهان می‌رسد

راه‌رو را تا نباشد همتی

راه دورش کی به پایان می‌رسد

بر جفای عشق اگر صبرت بود

درد بی‌درمان به درمان می‌رسد

تا به بی‌برگی نسازی با خزان

کی سر و برگت به سامان می‌رسد

صبر اگر باشد به داد عندلیب

گل گلستان در گلستان می‌رسد

چشم من آخر به فریاد دلت

گردی از درگاه سلطان می‌رسد

مطلبت هر چند دور است و بلند

دست سلطان خراسان می‌رسد

حرص بر ما کار مشکل کرده است

ور نه رزق هر کس آسان می‌رسد

تا جهان باقی‌ست از خوان کرم

قسمت گبر و مسلمان می‌رسد

هر که از سر بگذرد مجذوب‌وار

بر سرش البته جانان می‌رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰جلوه‌ای از قامتش تا دل تمنا می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۱خوش آن که صبح نظر بر رخ تو باز کند
  3. شمارهٔ ۱۲مرا هر دم به کویت شوق دل ناچار می‌آرد
  4. شمارهٔ ۱۳مژده ای دل که یار می‌آید
  5. شمارهٔ ۱۴شب در نظرم بود که آن ماه برآمد
  6. شمارهٔ ۱۵نه تنها فارغم کرد از جهان درد
  7. شمارهٔ ۱۶هر کجا صبر از دلی آن زلف کافرکیش برد
  8. شمارهٔ ۱۷هر که را روزی لطف تو رعایت نکند
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.