پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

مژده ای دل که یار می‌آید

غم مخور غم‌گسار می‌آید

دیده بگشا که گرد موکب شاه

خوش‌تر از نوبهار می‌آید

مسند دل ز غیر خالی کن

کآن شه کامکار می‌آید

صبح دولت که گرد راه دل است

آن هم از یک کنار می‌آید

می و معشوق و مطرب و ساقی

غم مخور هر چهار می‌آید

گریه گفتم بکن که عقده گشاست

ناله گفتم به کار می‌آید

هر که را گریه رو دهد بی‌شک

نخل عمرش به بار می‌آید

جان من با جفای خار بساز

که گلت بر کنار می‌آید

چشم من خویش را معاف مدار

گریه کن کز تو کار می‌آید

روزگارت اگر به ناله گذشت

غم مخور روزگار می‌آید

جان خود را فدای جانان کن

دیگر از جان چه کار می‌آید

می‌کنندش قبول چون مجذوب

هر که امّیدوار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵نه تنها فارغم کرد از جهان درد
  2. شمارهٔ ۱۶هر کجا صبر از دلی آن زلف کافرکیش برد
  3. شمارهٔ ۱۷هر که را روزی لطف تو رعایت نکند
  4. شمارهٔ ۱۸بهار آمد که گلشن بوی آن گل‌پیرهن گیرد
  5. شمارهٔ ۱۹روز عید آن شوخ اگر جولان کند
  6. شمارهٔ ۲۰یکرنگ تو را کج‌دل و ابلق نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۲۱با ژنده‌‌ای توان ساخت زرتار اگر نباشد
  8. شمارهٔ ۲۲دولت آن است که یارم ز در لطف در آید
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.