پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴

عاشقی را بنا نباید کرد

یا حذر از بلا نباید کرد

مدعای تو گر فراغت توست

ادعای وفا نباید کرد

شکَّر شُکر را نکرده نهار

خون دل ناشتا نباید کرد

آن که پا بر سر طمع زده است

سر ز پایش جدا نباید کرد

آزمایش نکرده مردم را

آشنایی بنا نباید کرد

با گروهی که آشنا گیرند

خویش را آشنا نباید کرد

نیک را نیک دان و بد را بد

تا بگویم چه‌ها نباید کرد

با نکوکار دم نباید زد

شرم از بی‌حیا نباید کرد

یک‌زبان و دو‌دل نباید بود

شکوه‌ها از دعا نباید کرد

آه دل‌خستگان بلای خداست

این بلا را ز جا نباید کرد

دیدن روی خوب عیش دل است

عیش خود را قضا نباید کرد

دوست را تا ز خود نرنجانی

غیر را آشنا نباید کرد

شکوه از ما تو می‌کنی مجذوب

سرّ این حرف وا نباید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶هر چند تماشا ز غرورش نتوان کرد
  2. شمارهٔ ۷دردمندان تو از درد دوا یافته‌اند
  3. شمارهٔ ۸مژده ای دل پیک جانان می‌رسد
  4. شمارهٔ ۹روزی که فلک در خم چوگان تو گردد
  5. شمارهٔ ۱۰جلوه‌ای از قامتش تا دل تمنا می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۱خوش آن که صبح نظر بر رخ تو باز کند
  7. شمارهٔ ۱۲مرا هر دم به کویت شوق دل ناچار می‌آرد
  8. شمارهٔ ۱۳مژده ای دل که یار می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.