پرش به محتوای اصلی
مجذوب تبریزی مجذوب تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵

ماهی که لب نوشش خاصیت جان دارد

بی‌یاد لبش بودن البته زیان دارد

گر خلد برین خواهی پیداست سر کویش

ور آب بقا جویی در گنج دهان دارد

خورشید قیامت شد ماهی که تمنایش

سرگشته به هر جانب صد سرو روان دارد

یا رب به چه زیبایی از خانه شود طالع

آن مهر که دیدارش مه را نگران دارد

دریاب و زیارت کن دل‌های پریشان را

این است نشان ای دل کز دوست نشان دارد

گر ماه به زیبایی منظور جهانی شد

منظور دل مستان ماهی‌ست که آن دارد

هرگز نبرد از جا آسایش سلطانش

آن را که غم عشق است دارای جهان دارد

آن گنج که پنهان است از غایت پیدایی

بیرون ز مکان در دل پیوسته مکان دارد

آن درد که درمانش در دست همان درد است

در پرده مهجوری صد لطف نهان دارد

آن را که زبان و دل با یک‌جهتان کج باخت

او داند و شاهی کاو تیغ دو زبان دارد

گر گوهر اخلاصت با دُر یقین باید

باید که دلت باشد هر چیز گمان دارد

این نشو و نما مجذوب بی‌شوق نگاری نیست

عشق است که آدم را پیوسته جوان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷دردمندان تو از درد دوا یافته‌اند
  2. شمارهٔ ۸مژده ای دل پیک جانان می‌رسد
  3. شمارهٔ ۹روزی که فلک در خم چوگان تو گردد
  4. شمارهٔ ۱۰جلوه‌ای از قامتش تا دل تمنا می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۱خوش آن که صبح نظر بر رخ تو باز کند
  6. شمارهٔ ۱۲مرا هر دم به کویت شوق دل ناچار می‌آرد
  7. شمارهٔ ۱۳مژده ای دل که یار می‌آید
  8. شمارهٔ ۱۴شب در نظرم بود که آن ماه برآمد
همه‌ی غزلیات ←

مجذوب تبریزی درباره‌ی مجذوب تبریزی

شمس‌الدین محمد بن محمدرضا مجذوب تبریزی از عالمان و شاعران معروف قرن یازدهم هجری متخلص به مجذوب اهل تبریز و معاصر سلاطین صفویه بود. از خانواده و زمان تولد ایشان چیزی در دسترس نیست. اطلاعات کافی از زندگی مجذوب تبریزی در دست نیست و اولین اطلاعات در مورد ایشان از قدیمی‌ترین تذکره‌ها همچون قصص الخاقانی از ولی‌قلی بیگ شاملو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.