پرش به محتوای اصلی
خاقانی

خاقانی

غزلیات

۴۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱ بستهٔ زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲ ای تماشاگاه جان‌ها طرف لاله‌ستان تو
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳ رخت تمنای دل بر در عشاق نه
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴ افدی بنفس من بدت فی‌المهد عنی غافله
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵ خیال روی توام غم‌گسار و روی تو نه
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶ هست به دور تو عقل نام شکسته
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷ در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸ ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
  9. غزل شمارهٔ ۳۰۹ سرمستم و تشنه، آب درده
  10. غزل شمارهٔ ۳۱۰ در صبوح آن راح ریحانی بخواه
  11. غزل شمارهٔ ۳۱۱ ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه
  12. غزل شمارهٔ ۳۱۲ ای دل به جفات جان نهاده
  13. غزل شمارهٔ ۳۱۳ ای زیر نقاب مه نموده
  14. غزل شمارهٔ ۳۱۴ ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده
  15. غزل شمارهٔ ۳۱۵ درآ تا سیل بنشانم ز دیده
  16. غزل شمارهٔ ۳۱۶ ماه نو و صبح بین پیاله و باده
  17. غزل شمارهٔ ۳۱۷ از زلف هر کجا گرهی برگشاده‌ای
  18. غزل شمارهٔ ۳۱۸ روی درکش ز دهر دشمن روی
  19. غزل شمارهٔ ۳۱۹ زین تنگنایِ وَحْشَت اگر باز رَسْتمی
  20. غزل شمارهٔ ۳۲۰ غم بنیاد آب و گل چه خوری
  21. غزل شمارهٔ ۳۲۱ روز دانش به ازین بایستی
  22. غزل شمارهٔ ۳۲۲ ای دل ای دل هلاک تن کردی
  23. غزل شمارهٔ ۳۲۳ خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستی
  24. غزل شمارهٔ ۳۲۴ شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
  25. غزل شمارهٔ ۳۲۵ ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی
  26. غزل شمارهٔ ۳۲۶ ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
  27. غزل شمارهٔ ۳۲۷ ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
  28. غزل شمارهٔ ۳۲۸ کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
  29. غزل شمارهٔ ۳۲۹ یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
  30. غزل شمارهٔ ۳۳۰ زرهِ زلف بر قبا شکنی
  31. غزل شمارهٔ ۳۳۱ این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
  32. غزل شمارهٔ ۳۳۲ جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی
  33. غزل شمارهٔ ۳۳۳ تا بیش دلم خراب داری
  34. غزل شمارهٔ ۳۳۴ تب‌ها کشم از هجر تو شب‌های جدائی
  35. غزل شمارهٔ ۳۳۵ گلی از باغ وفا آمده‌ای
  36. غزل شمارهٔ ۳۳۶ باز از کرشمه زخمهٔ نو درفزوده‌ای
  37. غزل شمارهٔ ۳۳۷ تا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ای
  38. غزل شمارهٔ ۳۳۸ چه کرده‌ام که مرا پایمال غم کردی
  39. غزل شمارهٔ ۳۳۹ آن لعل شکر خنده گر از هم بگشایی
  40. غزل شمارهٔ ۳۴۰ تا طرف کلاه برشکستی
  41. غزل شمارهٔ ۳۴۱ یا وصل تو را نشانه بایستی
  42. غزل شمارهٔ ۳۴۲ بر دیده ره خیال بستی
  43. غزل شمارهٔ ۳۴۳ عالم افروز بهارا که تویی
  44. غزل شمارهٔ ۳۴۴ گر زیر زلف‌بند او باد صبا جا یافتی
  45. غزل شمارهٔ ۳۴۵ چه کردم کاستین بر من فشاندی
  46. غزل شمارهٔ ۳۴۶ جان از تنم برآید چون از درم درآئی
  47. غزل شمارهٔ ۳۴۷ هر زمان بر جان من باری نهی
  48. غزل شمارهٔ ۳۴۸ دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
  49. غزل شمارهٔ ۳۴۹ ز بدخویی دمی خو وانکردی
  50. غزل شمارهٔ ۳۵۰ کاشکی جز تو کسی داشتمی
  51. غزل شمارهٔ ۳۵۱ درآ کز یک نظر جان تازه کردی
  52. غزل شمارهٔ ۳۵۲ دوست داری که دوستدار کُشی
  53. غزل شمارهٔ ۳۵۳ تا لوح جفا درست کردی
  54. غزل شمارهٔ ۳۵۴ ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی
  55. غزل شمارهٔ ۳۵۵ خاک توام مرا چه خوری خون به دوستی
  56. غزل شمارهٔ ۳۵۶ دل نداند تو را چنان که توئی
  57. غزل شمارهٔ ۳۵۷ بانگ آمد از قِنینه که‌آباد بر خرابی
  58. غزل شمارهٔ ۳۵۸ دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتی
  59. غزل شمارهٔ ۳۵۹ به خرد راه عشق می‌پوئی
  60. غزل شمارهٔ ۳۶۰ خود لطف بود چندان ای جان که تو داری

متن اشعار به نقل از گنجور.