پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۹

زین تنگنایِ وَحْشَت اگر باز رَسْتمی

خود را به آستانِ عَدَم باز بَسْتَمی

گر راه بُرْدَمی سویِ این خیمهٔ کبود

آن‌گه نِشَسْتَمی که طنابش گُسَسْتَمی

ور دستِ من، به چرخ رسیدی چنان که آه

بند و طلسمِ او، همه درهم شِکَسْتَمی

گر ناوَکِ سَحَرْگَهِ من، کارگر شُدی

شَک نیستی که گُردهٔ گردون بِخَسْتَمی

این کارهایِ من که گره در گره شده‌ست

بُگْشادَمی یکایک اگر چیره‌دستمی

جُسْتَم میانِ خَلْق، سَلامَت نیافتم

ور بوی بُرْدَمی به کران، چون نِشَسْتَمی؟

امروز، شوخ‌چَشْمان، آسوده‌خاطِرند

من شوخ‌چَشْم نیستم، ای کاش هستمی

از آسمان بیافتمی هر سعادتی

گر زین نُحوس‌خانهٔ شروان بِجَسْتَمی

خاییدهٔ دهانِ جهانم چو نیشکر

ای کاش نیشکر نِیَمی من کَبَسْتَمی

خاقانیِ گُهَرسُخَنَم ور نَبودَمی

از جورهایِ بَدگُهران باز رَسْتَمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۱روز دانش به ازین بایستی
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۲ای دل ای دل هلاک تن کردی
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۳خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستی
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۴شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۵ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۶ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۷ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۸کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.