پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰

غم بنیاد آب و گل چه خوری

دم گردون مستحِل چه خوری

افسر عقل بایدت بر سر

از سر آز خون دل چه خوری

روی صافیت باید آینه‌وار

همچون دندان شانه گل چه خوری

سایه پرورد شد دل تو چو گل

غم پروردهٔ چِگِل چه خوری

قطره‌ای خون نماند در رگ عمر

نشتر غمزهٔ قزل چه خوری

معتدل نیست آب و خاک تنت

انده قد معتدل چه خوری

جام جم خاص توست خاقانی

دُردی دهر دل گسِل چه خوری

دم نوشین عیسوی داری

زهر زراق مفتعِل چه خوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲ای دل ای دل هلاک تن کردی
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۳خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستی
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۴شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۶ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.