پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۵

ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی

دل در هوس جان می‌دهد، تو دلستان کیستی

ای گلبن نادیده دی اصل تو چه وصل تو کی

با بوی مشک و رنگ می از گلستان کیستی

ای از بتان دلخواه تو، در حسن شاهنشاه تو

ما را بگو ای ماه تو، کز آسمان کیستی

بگشا صدف یعنی دهن بفشان گهر یعنی سخن

پنهان مکن یعنی ز من تا عشق‌دان کیستی

چون زیر هر مویی جدا یک شهر جان داری نوا

خامی بود گفتن تو را جانا که جان کیستی

با مایی و ما را نه‌ای، جانی از آن پیدا نه‌ای

دانم کز آن ما نه‌ای، برگو از آن کیستی

خاقانی از تیمار تو حیران شد اندر کار تو

ای جان او غم‌خوار تو، تو غم‌نشان کیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۷ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۹یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰زرهِ زلف بر قبا شکنی
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۱این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۳تا بیش دلم خراب داری
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۴تب‌ها کشم از هجر تو شب‌های جدائی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.