پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۶

ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی

وی ماه روزوَش ز شبستان کیستی

با لعل نیم ذرهٔ خندان چو آفتاب

سایه نشین دیدهٔ گریان کیستی

ای آیتی که سجده کنم چون رسَم به تو

گویی کز ایزد آمده در شان کیستی

پشت من از زبانِ شکسته شکست خورد

خردی هنوز طفلِ زبان‌دان کیستی

مُهری نه بر زبانت و مِهری نه بر دلت

بی‌شرم کودکی ز دبستان کیستی

چون شانهٔ سر است گل‌آلود پای دل

جویای آنکه آینهٔ جان کیستی

دوشت نیاز این جگر سوخته نبود

امشب به وعدهٔ دل بریان کیستی

خاکی دلم در آتش و خون آب می‌شود

تا تو کجائی امشب و مهمان کیستی

از دیده جرعه‌دان کنم از رخ نمک‌ستان

تا نوش جام و خوش نمک‌خوان کیستی

محراب جان مایی ازین مایه آگهم

آگه نیم که صورت ایوان کیستی

بر هر صفت که داری خاقانی آن توست

ای از صفت برون شده تو آن کیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۸کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۹یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۰زرهِ زلف بر قبا شکنی
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۱این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۲جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۳تا بیش دلم خراب داری
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۴تب‌ها کشم از هجر تو شب‌های جدائی
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۵گلی از باغ وفا آمده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.