پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱

روز دانش به ازین بایستی

آسمان مرد گزین بایستی

رفته چون رفت طلب نتوان کرد

چشم ناآمده بین بایستی

پیش‌گاه ستم عالم را

داور پیش نشین بایستی

کیسهٔ عمر سپردیم به دهر

دهر غدار امین بایستی

گر به اندازهٔ همت طلبم

فلکم زیر نگین بایستی

سایه‌ای ماند ز من، من غلطم

هستی سایه یقین بایستی

ناله گر سوی فلک رفت رواست

سایه‌باری به زمین بایستی

نیست صیادی و عالم پر صید

صید را شیر عرین بایستی

کار خاقانی هم به بتر است

کار گیتی به از این بایستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۳خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستی
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۴شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۵ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۶ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۷ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۸کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۹یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۰زرهِ زلف بر قبا شکنی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.