پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۲

ای دل ای دل هلاک تن کردی

بس کن ای دل که کار من کردی

سر من زان جهان همی آید

که ره جان به پای تن کردی

از سگان کی به زهرهٔ شیر

که شکار آهوی ختن کردی

شب مهتاب چون به سر بازی

قصد خورشید غمزه زن کردی

در شبستان آفتاب شدی

آه من آسمان شکن کردی

گر سلیمان نه‌ای به دیودلی

در پری خانه چون وطن کردی

لاجرم بهر یک شبه طربت

برگ صد سالم از حزن کردی

توئی آن مرغ کآتش آوردی

خود به خود قصد سوختن کردی

تیشه در بیشهٔ بلا بردی

هر سر شاخ بابزن کردی

دانهٔ دست پایدام تو گشت

از که نالی که خویشتن کردی

ای چو زنبور کلبهٔ قصاب

که سر اندر سر دهن کردی

سخن اندر زر است خاقانی

تو همه تکیه بر سخن کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۴شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۵ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۶ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۷ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۸کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۹یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۰زرهِ زلف بر قبا شکنی
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۱این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.