پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۸

روی درکش ز دهر دشمن روی

پشت برکن به چرخ کافر خوی

مردمی از نهاد کس مطلب

خرمی از مزاج دهر مجوی

با بلاها بساز و تن درده

کز سلامت نه رنگ ماند و نه بوی

دود وحشت گرفت چهرهٔ عمر

آب دیده بریز و پاک بشوی

اهل خواهی ز اهل عصر ببُر

انس خواهی میان انس مپوی

چند ازین یوسفان گرگ صفت

چند ازین دوستان دشمن روی

دل خاقانی از جهان بگسست

باز شد رب لاتذرنی گوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۰غم بنیاد آب و گل چه خوری
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۱روز دانش به ازین بایستی
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۲ای دل ای دل هلاک تن کردی
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۳خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستی
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۴شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۵ای راحت جان‌ها به تو، آرام جان کیستی
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۶ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۷ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.