پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳

ای زیر نقاب مه نموده

ماه من و عید شهر بوده

از مقنعه ماه غبغب تو

صد ماه مُقنَّعم نموده

باد سر زلفت از سرآغوش

دستار سر سران ربوده

دُردانهٔ عِقد عنبرینت

خونین صدف از دلم گشوده

تو سوده به پای غم دلم را

من آتش غم به دست سوده

از شورش آه من همه شب

بادام تو دوش ناغنوده

وز نالهٔ زیور تو تا روز

من نالهٔ خویش ناشنوده

ای طعنه زده به دیگرانم

در کاهش جان من فزوده

خاقانی اسیر دیگران نیست

هم عشقت و گرگ آزموده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵درآ تا سیل بنشانم ز دیده
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶ماه نو و صبح بین پیاله و باده
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۷از زلف هر کجا گرهی برگشاده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۸روی درکش ز دهر دشمن روی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹زین تنگنایِ وَحْشَت اگر باز رَسْتمی
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۰غم بنیاد آب و گل چه خوری
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱روز دانش به ازین بایستی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲ای دل ای دل هلاک تن کردی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.