پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۴

ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده

وی زلف مشک‌بارت جان‌ها شکار کرده

از روی همچو حورت صحرا چو خلد گشته

وز آه عاشقانت دریا بخار کرده

یک وعده در دو ماهم داده که می‌بیایم

چاکر به انتظارت دو چشم چار کرده

مژگان پر ز کینت در غم فکنده دل را

لب‌های شکرینت غم خوش‌گوار کرده

زان زلف اژدهاوش نیشی زده چو کژدم

هرگز که دید کژدم بر شکل مار کرده

دل را کمند زلفت از من کشان ببرده

در پیچ عنبرینت آن را فسار کرده

از سینه و دو دیده رفت این دل رمیده

در زلف بی‌قرارت شب‌ها قرار کرده

پشت در تو هر شب خاقانی از هوایت

دو چشم نرگسین را خونابه بار کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۶ماه نو و صبح بین پیاله و باده
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۷از زلف هر کجا گرهی برگشاده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۸روی درکش ز دهر دشمن روی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۹زین تنگنایِ وَحْشَت اگر باز رَسْتمی
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۰غم بنیاد آب و گل چه خوری
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۱روز دانش به ازین بایستی
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۲ای دل ای دل هلاک تن کردی
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۳خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.