پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳

رخت تمنای دل بر در عشاق نه

تخت شهنشاه عشق بر سر آفاق نه

قفل که بر لب نهی از لب معشوق ساز

پای که از سر کنی در صف عشاق نه

زخم که جانان زند همسر مرهم شناس

زهر که سلطان دهد همبر تریاق نه

طاق پذیر است عشق جفت نخواهد حریف

بر نمط عشق اگر پای نهی طاق نه

دیدهٔ تو راست نیست لاف یکی بین مزن

صورت تو خوب نیست آینه بر طاق نه

عالَم زراق را سُغبه مشو چون شدی

هر دو جهان مردوار بر کف زراق نه

از سرِ حدّ وجود بگذر خاقانیا

با عدم ار عاشقی دست به میثاق نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۵خیال روی توام غم‌گسار و روی تو نه
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۶هست به دور تو عقل نام شکسته
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۷در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۸ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۹سرمستم و تشنه، آب درده
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۰در صبوح آن راح ریحانی بخواه
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۱ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۲ای دل به جفات جان نهاده
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.