پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰

در صبوح آن راح ریحانی بخواه

دانهٔ مرغان روحانی بخواه

یک دو جام از راه مخموری بخور

یک دو جنس از روی یکسانی بخواه

ساغری چون اشک داودی به رنگ

از پری‌روی سلیمانی بخواه

دیدبان عقل را بربند چشم

چشم بندش آنچه می‌دانی بخواه

زاهدان را آشکارا می بده

شاهدان را بوسه پنهانی بخواه

جام خَم کن جرعه بر خامان بریز

عذر تشویر از پشیمانی بخواه

دست برکُن، زلف بت‌رویان بگیر

پوزش خجلت ز نادانی بخواه

از سفالین گاو سیمین آهوان

عید جان را خون قربانی بخواه

گر به مستی دست یابی بر فلک

زو قصاص جان خاقانی بخواه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲ای دل به جفات جان نهاده
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۳ای زیر نقاب مه نموده
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵درآ تا سیل بنشانم ز دیده
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶ماه نو و صبح بین پیاله و باده
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷از زلف هر کجا گرهی برگشاده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸روی درکش ز دهر دشمن روی
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹زین تنگنایِ وَحْشَت اگر باز رَسْتمی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.