پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی

جویای تبریزی

غزلیات

۱,۰۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۹۶۱ غازه از عکس رخت بر چهرهٔ گلشن مزن
  2. شمارهٔ ۹۶۲ از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن
  3. شمارهٔ ۹۶۳ نیست جای پانهادن بر زمین
  4. شمارهٔ ۹۶۴ در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
  5. شمارهٔ ۹۶۵ ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
  6. شمارهٔ ۹۶۶ خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
  7. شمارهٔ ۹۶۷ برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!‏
  8. شمارهٔ ۹۶۸ لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
  9. شمارهٔ ۹۶۹ از آن دو لب چه گل کام می توان چیدن
  10. شمارهٔ ۹۷۰ چون شمع برافروختی از باده کشیدن
  11. شمارهٔ ۹۷۱ چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
  12. شمارهٔ ۹۷۲ تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
  13. شمارهٔ ۹۷۳ دل آگاه آزاد است از اندیشهٔ مردن
  14. شمارهٔ ۹۷۴ به سعی در طلبش راه جستجو سر کن
  15. شمارهٔ ۹۷۵ از عاشقان چه گویم و صبر و توانشان
  16. شمارهٔ ۹۷۶ تا نهاد آن آفتاب شعله خو پا در چمن
  17. شمارهٔ ۹۷۷ ساز شد در پردهٔ خاموشی آخر جنگ من
  18. شمارهٔ ۹۷۸ بوسی ز کنج لعل لبش انتخاب کن
  19. شمارهٔ ۹۷۹ انکسار مرا تماشا کن
  20. شمارهٔ ۹۸۰ غیر را امشب کباب از اختلاط یار کن
  21. شمارهٔ ۹۸۱ ساقی بیار باده و عیشم به کام کن
  22. شمارهٔ ۹۸۲ امروز چون توان به مدارا گریستن
  23. شمارهٔ ۹۸۳ چراغ دودهٔ مجد و علا امام حسین
  24. شمارهٔ ۹۸۴ شعلهٔ حسن ز تو سینهٔ سوزان از من
  25. شمارهٔ ۹۸۵ شد بهار و گشت عالم گلستان، ما همچنان
  26. شمارهٔ ۹۸۶ چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
  27. شمارهٔ ۹۸۷ چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من
  28. شمارهٔ ۹۸۸ شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
  29. شمارهٔ ۹۸۹ عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
  30. شمارهٔ ۹۹۰ شمعی که مرا روشنی جان تن است آن
  31. شمارهٔ ۹۹۱ ساقیا رحمی بر احوال من افتاده کن
  32. شمارهٔ ۹۹۲ حیف باشد واله دنیای دون پرور شدن
  33. شمارهٔ ۹۹۳ خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن
  34. شمارهٔ ۹۹۴ به خود بست آنکه ز آب و تاب خود چون گوهر غلتان
  35. شمارهٔ ۹۹۵ چشم بد دور آفتاب می نماید بر زمین
  36. شمارهٔ ۹۹۶ پرند بوی گل پیراهن او
  37. شمارهٔ ۹۹۷ ریخت مژگانت که ویرانی بود آباد ازو
  38. شمارهٔ ۹۹۸ گلستان بی‌بر رویی به زندان می‌زند پهلو
  39. شمارهٔ ۹۹۹ بسکه نرم و صاف باشد سربسر اعضای او
  40. شمارهٔ ۱۰۰۰ جواب ناله ام را کی دهد چشم سیاه او
  41. شمارهٔ ۱۰۰۱ نیست آسان چارهٔ دیوانهٔ گیسوی او
  42. شمارهٔ ۱۰۰۲ بس که سنگینم ز بار غم به راه جست‌و‌جو
  43. شمارهٔ ۱۰۰۳ صحبت بی نفاق یاران کو
  44. شمارهٔ ۱۰۰۴ نه همین پیچد به خود از شوق رویت موی تو
  45. شمارهٔ ۱۰۰۵ حسن از تاب و تب است از شعلهٔ دیدار او
  46. شمارهٔ ۱۰۰۶ صفا دارد ز بس اندام سیمین سمین او
  47. شمارهٔ ۱۰۰۷ دمیده همچو مهر از مشرق خوبی جمال او
  48. شمارهٔ ۱۰۰۸ آنکه شور صد قیامت بود با خلخال او
  49. شمارهٔ ۱۰۰۹ ای شوخ قوشجی که ز بیداد خوی تو
  50. شمارهٔ ۱۰۱۰ چه کنم با صف مژگان بلا پرور او
  51. شمارهٔ ۱۰۱۱ در سحرخیزی به ارباب سعادت یار شو
  52. شمارهٔ ۱۰۱۲ مستغنی از می آیم ز جان نگاه او
  53. شمارهٔ ۱۰۱۳ چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
  54. شمارهٔ ۱۰۱۴ ترا دو ابروی پیوسته بر جبین شکفته
  55. شمارهٔ ۱۰۱۵ کی کنم سودا به نقد جان و دل کالای آه
  56. شمارهٔ ۱۰۱۶ در گلویم بی‌تو هردم آب می‌گردد گره
  57. شمارهٔ ۱۰۱۷ کو بهاران تا برآید از کمین ابر سیاه
  58. شمارهٔ ۱۰۱۸ گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
  59. شمارهٔ ۱۰۱۹ از حیا تا رنگ رخسارت به پرواز آمده
  60. شمارهٔ ۱۰۲۰ بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه

متن اشعار به نقل از گنجور.