پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۲

از نسیم صبحگاهی کرده در بر پیرهن

برنتابد یوسف بوی ترا هر پیرهن

بیکسی اهل جهان را پرده پوش عیبهاست

در بر از گرد یتیمی کرده گوهر پیرهن

از لباس فقر کی نفعی شرارت پیشه راست

گر زخاکستر بپوشد همچو اخگر پیرهن

از طراوت بسکه شادابی چو مینا باده را

می دهد جسم ترا اندام خود هر پیرهن

از لطافت در نیاید در نظر اندام یار

می نماید همچو بو در گل تنش در پیرهن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۴در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
  2. شمارهٔ ۹۶۵ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
  3. شمارهٔ ۹۶۶خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
  4. شمارهٔ ۹۶۷برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!‏
  5. شمارهٔ ۹۶۸لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
  6. شمارهٔ ۹۶۹از آن دو لب چه گل کام می توان چیدن
  7. شمارهٔ ۹۷۰چون شمع برافروختی از باده کشیدن
  8. شمارهٔ ۹۷۱چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.